سکوت کردم و منتظر ماندم تا کسی ان را بشکند ولی کسی نشکاند

سکوت کردم و منتظر ماندم تا کسی ان را بشکند ولی کسی نشکاندش در این فکر بودم که خودم بشکنمش اما هر چه فکر میکنم حرف زدن را به یاد نمیارم
دیدگاه ها (۱)

if you know, you know!!این ادیتو سنجاق کردم ، تا جایی باشه ب...

اگر اندوهت آن‌قدر زیاد شدکه حرف زدن برایت دشوار بودبه سمت من...

وقتی چیزی من را رنج میداد، در مورد آن با هیچ کسی حرف نمی‌زدم...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

عاقا میدونم یه چیز شخصیه ولی میتونیدرموردش بگید اوه میخوایید...

حقیقتا این یکی چپتر مثل چی رمز و راز داشت و برگ ریزون بوداس ...

somewhere

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط