✧⃝ℳ𝒴 𝒮ℎ𝒶𝓇ℯ..✶⋆。
✧⃝ℳ𝒴 𝒮ℎ𝒶𝓇ℯ..✶⋆。
ᠻⅈᥴ𝕥ⅈꪮꪀ ρ𝕣ꪮꪶꪮᧁꪊꫀ ( مقدمه )
درخششِ موناکو، بویِ پولِ تازه و عطرِ گرانقیمت، همهچیز را میپوشاند؛ اما زیر این لایهی براق، حقیقتی سرد و بیرحم در جریان است. اینجا، جایی که ثروت، قدرت نیست، بلکه تنها زبانِ اصلیِ گفتگوست.
داستان از جایی شروع میشود که دنیای خاکستری و بیرحمِ یتیمخانهها، با یک تضادِ وحشتناک، به قلبِ امپراتوریِ جنیفر گره میخورد. جنیفر، زنی که تمامِ زندگیاش را با قدرت و نفوذ ساخته، حالا تنها یک مهرهی گمشده را میخواهد؛ دختری که سالها از او دور بوده، اما نه از روی عشق، بلکه برای یک هدفِ بسیار بزرگتر.
این داستان، دربارهی ورود به دنیایی است که در آن، لباسهای حریر و جواهراتِ الماس، تنها پوششی برای زنجیرهایی هستند که به شکلی نامرئی دورِ مچِ دستها بسته میشوند. آلیس، دختری که فکر میکند بالاخره از تنهایی نجات یافته و به قصری از رویاها رسیده، نمیداند که او در واقع تنها قطعهی باقیمانده از یک پازلِ سیاسی و خونی است.
او وارد بازیای شده که قواعدش را خودش ننوشته؛ بازیای که در آن، یک ازدواجِ از پیش تعیینشده، تنها راهِ خنثی کردنِ یک جنگِ خونین میانِ خانوادههای قدرتمند است. آلیس، در میانِ شکوهِ عمارتها و درخششِ دریا، تنها یک مهرهی ارزشمند در یک معاملهی بزرگ است؛ معاملهای که در آن، او قرار است «سهمِ» کسی باشد که از پیش برایش تعیین شده است.
در این دنیا، هیچ هدیهای رایگان نیست و هیچ لبخندی، بیدلیل نیست. درخششِ الماسها، تنها برای این است که چشمها را بر تاریکیِ پشتِ آنها ببندند.
فیکشن از جونکوک
هروقت این پست ۵۰ لایک خورد پارت اول رو میزارم
معرفی شخصیت ها پست بعد
ᠻⅈᥴ𝕥ⅈꪮꪀ ρ𝕣ꪮꪶꪮᧁꪊꫀ ( مقدمه )
درخششِ موناکو، بویِ پولِ تازه و عطرِ گرانقیمت، همهچیز را میپوشاند؛ اما زیر این لایهی براق، حقیقتی سرد و بیرحم در جریان است. اینجا، جایی که ثروت، قدرت نیست، بلکه تنها زبانِ اصلیِ گفتگوست.
داستان از جایی شروع میشود که دنیای خاکستری و بیرحمِ یتیمخانهها، با یک تضادِ وحشتناک، به قلبِ امپراتوریِ جنیفر گره میخورد. جنیفر، زنی که تمامِ زندگیاش را با قدرت و نفوذ ساخته، حالا تنها یک مهرهی گمشده را میخواهد؛ دختری که سالها از او دور بوده، اما نه از روی عشق، بلکه برای یک هدفِ بسیار بزرگتر.
این داستان، دربارهی ورود به دنیایی است که در آن، لباسهای حریر و جواهراتِ الماس، تنها پوششی برای زنجیرهایی هستند که به شکلی نامرئی دورِ مچِ دستها بسته میشوند. آلیس، دختری که فکر میکند بالاخره از تنهایی نجات یافته و به قصری از رویاها رسیده، نمیداند که او در واقع تنها قطعهی باقیمانده از یک پازلِ سیاسی و خونی است.
او وارد بازیای شده که قواعدش را خودش ننوشته؛ بازیای که در آن، یک ازدواجِ از پیش تعیینشده، تنها راهِ خنثی کردنِ یک جنگِ خونین میانِ خانوادههای قدرتمند است. آلیس، در میانِ شکوهِ عمارتها و درخششِ دریا، تنها یک مهرهی ارزشمند در یک معاملهی بزرگ است؛ معاملهای که در آن، او قرار است «سهمِ» کسی باشد که از پیش برایش تعیین شده است.
در این دنیا، هیچ هدیهای رایگان نیست و هیچ لبخندی، بیدلیل نیست. درخششِ الماسها، تنها برای این است که چشمها را بر تاریکیِ پشتِ آنها ببندند.
فیکشن از جونکوک
هروقت این پست ۵۰ لایک خورد پارت اول رو میزارم
معرفی شخصیت ها پست بعد
- ۳۴
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط