امان از غرور، آن لحظه که اشک در چشمانت سنگینی می کند آن ر

امان از غرور، آن لحظه که اشک در چشمانت سنگینی می کند آن را پنهان می کند
امان از تنهایی، آن لحظه که دردی به سینه داری آن را در وجودت فرو می ریزد
امان از لبخند، آن لحظه که بغض به گلو داری آن را نمایان نمی کند
امان از صبر، آن لحظه که تمام می شود هر چقدر غرور داشته باشی، هر چقدر دردهایت را در پس لبخندت پنهان کرده باشی تو را از پای در می آورد.
دیدگاه ها (۶)

«فرقی نمی‌کند کجای این جهان باشی؛ توهمیشه در مرکزِ دنیای منی...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۴. معماریِ صبرخالقِ زم...

*.the Law of Violence.*

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

قلب یخی

پارت اول

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط