چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
پارت ۱
تهیونگ . ا/تشیی
ا/ت . بله ؟
تهیونگ . حوصله ام سر رفته
ا/ت . خوب چیکار کنم؟
تهیونگ. نمیدونم ... یه کاری بکن
ا/ت . متاسفانه ایده ای ندارم ( خنده
تهیونگ . حالا خوبه صبح تا شب کرم می ریزی الان ایده ای نداری ؟
ا/ت . نه ( خنده
تهیونگ . هعیی
ا/ت . میخای بریم گردش ؟
تهیونگ . کجا بریم؟،
ا/ت . بریم ویلای بوسان که کناره دریاس ...
تهیونگ . عالیههه بریممم
ا/ت . زنگ میزنم یورا و مینسو ام بیان
تهیونگ . یعنی قرار نیست دو نفره باشه ؟
ا/ت . نخیر ( لبخند ملیح
تهیونگ. خیلی بدیییی .. من بیام وسط جمع دخترونه چیکار کنم خوو
ا/ت . خوب زنگ بزن به اعضا تا بیان بریمم
تهیونگ . شوگا و جیهوپ و نامی در گیر کار های برندهاشون هستن جیمینم مریضه جونگ کوکم سفره ... هیچ کس نیست
ا/ت . خوب به دوستای دیگه ات بگو بیان ..
تهیونگ . مشکلی با ونا نداری؟
ا/ت . نه بابا چه مشکلی ... دوستای تو دوستای منم هستن ( لبخند شیطانی
تهیونگ . عه ؟ اینطوریه ؟ پس اصلا کنسله نمیریممم...
ا/ت . یااا تهیونگا شوخی کردمم
تهیونگ . نوچ
ا/ت . یا بچه نشو دیگه بیا بریم بخدا شوخی کردم .... اخه جز تو کی به چشم من میاد ؟ ( مظلوم و کیوت
تهیونگ . آفرین حالا درست شد ...
ا/ت . لبخند زد
تهیونگ . پس زنگ میزنم به یوجی و مینهو
ا/ت . باشهه .. منم به یورا و مینسو زنگ میزنم
تهیونگ . اوکی
چند مین بعد
ا/ت . خب من با دخترا اوکی کردم بعد از ظهر میان بریم اینجا که بریم
تهیونگ . منم همینطور ...
ا/ت . بیا ناهار بخوریم بعد وسایلمون رو جمع کنیم
تهیونگ . باشه
ویو بعد از ناهار
ا/ت و تهیونگ وسایلشون رو جمع کردن و منتظر بچه ها شدن ت بیان و برن ویلای بوسان ( عکسش رو پارت بعد می زارم
ساعت ۴
مینسو . یورا . سلامم
تهیونگ . ا/ت . سلامم خوش ومدین .. بچه ها وسایل رو بزارین تو ماشین تا پسرا هم بیان
دخترا . باشه
چند مین بعد
یوجی . مینهو . سلاممم
همه . سلامم ..
تهیونگ بچه ها سوار شید بریمم
همه. اوکی ...
ادامه دارد.....
پارت ۱
تهیونگ . ا/تشیی
ا/ت . بله ؟
تهیونگ . حوصله ام سر رفته
ا/ت . خوب چیکار کنم؟
تهیونگ. نمیدونم ... یه کاری بکن
ا/ت . متاسفانه ایده ای ندارم ( خنده
تهیونگ . حالا خوبه صبح تا شب کرم می ریزی الان ایده ای نداری ؟
ا/ت . نه ( خنده
تهیونگ . هعیی
ا/ت . میخای بریم گردش ؟
تهیونگ . کجا بریم؟،
ا/ت . بریم ویلای بوسان که کناره دریاس ...
تهیونگ . عالیههه بریممم
ا/ت . زنگ میزنم یورا و مینسو ام بیان
تهیونگ . یعنی قرار نیست دو نفره باشه ؟
ا/ت . نخیر ( لبخند ملیح
تهیونگ. خیلی بدیییی .. من بیام وسط جمع دخترونه چیکار کنم خوو
ا/ت . خوب زنگ بزن به اعضا تا بیان بریمم
تهیونگ . شوگا و جیهوپ و نامی در گیر کار های برندهاشون هستن جیمینم مریضه جونگ کوکم سفره ... هیچ کس نیست
ا/ت . خوب به دوستای دیگه ات بگو بیان ..
تهیونگ . مشکلی با ونا نداری؟
ا/ت . نه بابا چه مشکلی ... دوستای تو دوستای منم هستن ( لبخند شیطانی
تهیونگ . عه ؟ اینطوریه ؟ پس اصلا کنسله نمیریممم...
ا/ت . یااا تهیونگا شوخی کردمم
تهیونگ . نوچ
ا/ت . یا بچه نشو دیگه بیا بریم بخدا شوخی کردم .... اخه جز تو کی به چشم من میاد ؟ ( مظلوم و کیوت
تهیونگ . آفرین حالا درست شد ...
ا/ت . لبخند زد
تهیونگ . پس زنگ میزنم به یوجی و مینهو
ا/ت . باشهه .. منم به یورا و مینسو زنگ میزنم
تهیونگ . اوکی
چند مین بعد
ا/ت . خب من با دخترا اوکی کردم بعد از ظهر میان بریم اینجا که بریم
تهیونگ . منم همینطور ...
ا/ت . بیا ناهار بخوریم بعد وسایلمون رو جمع کنیم
تهیونگ . باشه
ویو بعد از ناهار
ا/ت و تهیونگ وسایلشون رو جمع کردن و منتظر بچه ها شدن ت بیان و برن ویلای بوسان ( عکسش رو پارت بعد می زارم
ساعت ۴
مینسو . یورا . سلامم
تهیونگ . ا/ت . سلامم خوش ومدین .. بچه ها وسایل رو بزارین تو ماشین تا پسرا هم بیان
دخترا . باشه
چند مین بعد
یوجی . مینهو . سلاممم
همه . سلامم ..
تهیونگ بچه ها سوار شید بریمم
همه. اوکی ...
ادامه دارد.....
- ۱.۲k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط