«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ܠࡐܠߊܭ »
«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ܠࡐܠߊܭ »
موضوع: اگر دوستپسرمون بودن...
⚽️ ایتوشی رین
حرف عاشقانه زیاد نمیزد، ولی همیشه حواسش بهت بود.
اگه سردت میشد، بیسروصدا سوییشرتش رو روی شونهات میانداخت.
وقتی یکی زیادی باهات صمیمی میشد، فقط با یه نگاه سرد طرف رو ساکت میکرد.
اگر ازش تعریف میکردی، وانمود میکرد براش مهم نیست، اما گوشهاش کمی قرمز میشد.
⚽️ ناگی سیشیرو
همیشه بهت تکیه میداد و میگفت: «حوصله ندارم... بیا پیشم بمون.»
موقع بازیهای ویدیویی دستهی دوم رو میداد دستت تا با هم بازی کنید.
اگر خوابت میاومد، اجازه میداد روی شونهاش بخوابی.
گاهی بدون اینکه چیزی بگه، فقط دستت رو میگرفت.
⚽️ رئو میکاگه
هر قرار رو از قبل برنامهریزی میکرد.
مدام برات هدیههای کوچیک میگرفت.
اگر ناراحت بودی، همهی کارهاش رو کنار میذاشت تا حالت رو بهتر کنه.
همیشه با افتخار میگفت: «اون دوستدختر منه.»
⚽️ ایساگی یوئیچی
همیشه با دقت به حرفهات گوش میداد.
بعد از هر مسابقه اول دنبال تو میگشت.
اگر استرس داشتی، با آرومترین لحن ممکن دلگرمت میکرد.
موفقیتت براش به اندازه موفقیت خودش مهم بود.
⚽️ باچیرا مگورو
هر روز یه کار بامزه برای خندوندنت انجام میداد.
دستت رو میکشید و میگفت: «بیا بریم یه ماجراجویی!»
از عکسهای دونفره کلی ذوق میکرد.
انرژی مثبتش باعث میشد کمتر غمگین بمونی.
⚽️ شیدو ریوسه
خیلی پرانرژی و غیرقابلپیشبینی بود.
هر وقت میدید ناراحتی، سعی میکرد با شوخی خنده روی لبت بیاره.
از تعریف کردن ازت اصلاً خجالت نمیکشید.
وقتی کسی بیاحترامی میکرد، سریع جلویش میایستاد.
⚽️ ایتوشی سائه
زیاد احساساتش رو نشون نمیداد، اما با رفتارش ثابت میکرد که برات ارزش قائله.
اگر خسته میشدی، آروم میپرسید: «استراحت نمیکنی؟»
تعریفش از تو کوتاه بود، اما صادقانه.
وقتی بهت اعتماد میکرد، یعنی جایگاه خیلی خاصی توی قلبش داشتی.
⚽️ نیکو ایکّی
همیشه مراقب بود چیزی آزارت نده.
جزئیات کوچیک دربارهت رو یادش میموند.
اگر مشکلی داشتی، قبل از اینکه چیزی بگی سعی میکرد راهحل پیدا کنه.
مایل به پارت 2؟
موضوع: اگر دوستپسرمون بودن...
⚽️ ایتوشی رین
حرف عاشقانه زیاد نمیزد، ولی همیشه حواسش بهت بود.
اگه سردت میشد، بیسروصدا سوییشرتش رو روی شونهات میانداخت.
وقتی یکی زیادی باهات صمیمی میشد، فقط با یه نگاه سرد طرف رو ساکت میکرد.
اگر ازش تعریف میکردی، وانمود میکرد براش مهم نیست، اما گوشهاش کمی قرمز میشد.
⚽️ ناگی سیشیرو
همیشه بهت تکیه میداد و میگفت: «حوصله ندارم... بیا پیشم بمون.»
موقع بازیهای ویدیویی دستهی دوم رو میداد دستت تا با هم بازی کنید.
اگر خوابت میاومد، اجازه میداد روی شونهاش بخوابی.
گاهی بدون اینکه چیزی بگه، فقط دستت رو میگرفت.
⚽️ رئو میکاگه
هر قرار رو از قبل برنامهریزی میکرد.
مدام برات هدیههای کوچیک میگرفت.
اگر ناراحت بودی، همهی کارهاش رو کنار میذاشت تا حالت رو بهتر کنه.
همیشه با افتخار میگفت: «اون دوستدختر منه.»
⚽️ ایساگی یوئیچی
همیشه با دقت به حرفهات گوش میداد.
بعد از هر مسابقه اول دنبال تو میگشت.
اگر استرس داشتی، با آرومترین لحن ممکن دلگرمت میکرد.
موفقیتت براش به اندازه موفقیت خودش مهم بود.
⚽️ باچیرا مگورو
هر روز یه کار بامزه برای خندوندنت انجام میداد.
دستت رو میکشید و میگفت: «بیا بریم یه ماجراجویی!»
از عکسهای دونفره کلی ذوق میکرد.
انرژی مثبتش باعث میشد کمتر غمگین بمونی.
⚽️ شیدو ریوسه
خیلی پرانرژی و غیرقابلپیشبینی بود.
هر وقت میدید ناراحتی، سعی میکرد با شوخی خنده روی لبت بیاره.
از تعریف کردن ازت اصلاً خجالت نمیکشید.
وقتی کسی بیاحترامی میکرد، سریع جلویش میایستاد.
⚽️ ایتوشی سائه
زیاد احساساتش رو نشون نمیداد، اما با رفتارش ثابت میکرد که برات ارزش قائله.
اگر خسته میشدی، آروم میپرسید: «استراحت نمیکنی؟»
تعریفش از تو کوتاه بود، اما صادقانه.
وقتی بهت اعتماد میکرد، یعنی جایگاه خیلی خاصی توی قلبش داشتی.
⚽️ نیکو ایکّی
همیشه مراقب بود چیزی آزارت نده.
جزئیات کوچیک دربارهت رو یادش میموند.
اگر مشکلی داشتی، قبل از اینکه چیزی بگی سعی میکرد راهحل پیدا کنه.
مایل به پارت 2؟
- ۱.۴k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط