🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:
✍🏻 پارت پانزدهم:

= برگشتین..؟

* آیون لبخند میزنه و واکس در جوابش اخم میکنه و دست به سینه جلوش وامیسته..

- خودت میدونی چرا اینجام..
= معامله سرجاشه، من شرایط سفر در زمانو مهیا کردم، روحا هم مال منه..

* آیون خیلی خونسرد بنظر میرسه انگار که امکان نداره واکس بتونه کاری بکنه..
واکس با دو دست رو میز میکوبه و به سمت آیون خم میشه..

- اما تو میتونستی جوری منو بفرستی که مجبور نباشم ورژن قبلی خودمو بکشم!
= و..؟
- میخواستی منو به نابودی بکشونی.. مگه نه؟ یه اورلورد کمتر، فرصت بیشتر برای رشد قدرت و سلطه خودت با دارایی های من..
= هه.. خب اینم ایده خوبیه!
- هیچ کمکی نکردی، برشون گردون..
= نمیشه، حتی اگه بخوام هم نمیشه..

* آیون پوزخند میزنه درحالی که واکس داره از کوره در میره..

- نمیشه. یا نمیخوای؟
= خب.. شاید دوتاش.. :)
- مجبورم نکن جور دیگه‌ای رفتار کنم!

* آیون لبخند میزنه و بی‌محلی میکنه..
واکس آماده حمله‌اس..
آیون دست به سینه لم میده، سرشو پایین میندازه و زیرچشمی نگاهش میکنه درحالی که چشماش به طور غیرمعمولی، میدرخشه..

= امتحانم کن..







باح باح..🤡🔪
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۲)

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت شانزدهم:* واکس ...

بالاخره جای سنسو بین بقیه پیدا کردم..🌝🌱(بزور چپوندمش)

خو..از اونجایی که اخیرا احساسات منفی زیادی داشتم (نایتمر در ...

گزارش وضعیت..

🪶 فیکشن هزبین هتل - فصل دوم - TVDeer:✍🏻 پارت دوازدهم:* سال ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط