رمان عشق جاودان

رمان عشق جاودان
پارت۵۶

دازای:جنسیت شون چیه
دکتر:یه دختر یه پسر
شروع کردم گریه کردن
دازای سعی کرد ارومم کنه
دازای: هیس از پسش بر میایم قول
ایومی:همینطوره(بغض)
شوگو اومد جلو
لب زد
شوگو: مبارکه
ایومی: ممنون
(خودت پدر بچه ای بی فانوس)
دازای: پاشو بریم خونه
شوگو:ممنون که ازش مراقب میکنی
ایومی:دازای تو برو من با شوگو حرف دارم
دازای:باشه منتظرم


شوگو:خب؟
ایومی:برگه طلاق رو برات میفرستم امضاش کن
شوگو:یعنی هیچ امیدی بهمون نیست
ایومی: هع تو همون شبی که من رفتم با لانا بهم خیانت کردی فکر میکنی درست میشه
شوگو:تو از کجا میدونی
ایومی:لانا فیلم شب تونو برام فرستاد دارمش خواستی بچهامو ازم بگیری برای دادگاه میفرستم
شوگو:باشه امضاش میکنم
دیدگاه ها (۲۸)

رمان عشق جاودان پارت ۵۷آیومی: خوبه ، خداحافظ بلند شدم و از ا...

رمان عشق جاودانپارت ۵۸آیومی: من تصمیم گرفتم بعد از به دنیا ا...

رمان عشق جاودان پارت ۵۵ویو شوگو ایومی رو دیدم که شکمش بالا ا...

رمان عشق جاودانپارت۵۴ویو دازایحق با ایومی بود من باید تلاش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط