در آسمان به رنگ آسفالت زمانی که حالت تهوع تنها نبض روح

در آسمانِ به رنگ آسفالت ، زمانی که حالت تهوع تنها نبض روح میشود .
پرنده ها سبک تر از آن هستند که دست برای پاره کردنشان تحریک نشود .
آه ...
از هوا استشمام کن و به این خط حیات روان توجه کن که از نوار قلبت مهم تره .
یک سیگار بذار روی لبت ، فندک رو نزدیکش بیار .
روشن کن !
تنها باش ، اما نه آنقدر که خودت را گم کنی و گریه ای بیاید از چشمانت ، که دلت برای تصویری بسوزد که ذهنت از خودت نشان می‌دهد .
پیش آنها هم برو !
رفتارشان ، همه اش توهمی سنگین است که نفس را بند می آورد .
اما کافیه کوچکترین حرکتی کنی ، یا قیافه ات را از مزه تلخشان کج کنی ، آنگاه توهم ، بیشتر به آرمان های تو نزدیک می‌شود .


{{ با این حال برای هیچکس قابل درک نیست که تو چجوری درون خودت تقلا می‌کنی تا فقط عادی به نظر برسی }}
دیدگاه ها (۰)

بیایید مشکل انسان های زیادی را با شدت نشان بدیم .یک قاتل !حا...

قاضی !یک مرد بیمار ، خمارِ عدالت ، مست جایگاه و بچه ای مسموم...

زمانی بود که او زنده بود و راه می‌رفت .اکنون که به جنازه اش ...

1یک فرد بود در خیابان ها راه می‌رفت اما یک پالتوی شبیه برگ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط