پارت ۱۷۳
پارت ۱۷۳
با حرفم چشمای خوابالودش رو باز کرد و سری تکون داد:
-اره...خونریزی داشتی
با خجالت سر پایین انداختم ، میتونستم حس کنم گونه هام سرخ شده بودن
-حالا چرا اینقدر قرمز شدی ؟ شوهرتم دیگه
+م...میتونستی به خدمه بگی بیان بزارن
-ترجیح دادم خودم بزارم
+چ... چطوری فهمیدی خونریزی دارم:
نگاه شیطنت امیزی بهم انداخت:
-نصفه شبی دوباره هوس کرده بودم یه راند دیگه بریم اومدم دست بزارم لاپات فهمیدم...
چشمام از اینهمه بی حیایش گرد شد
+شوخی میکنی دیگه؟
-اره...تو حموم دیدم
+چهرت یطوریه که ادم نمیفهمه شوخی میکنی یا جدی میگی ، بعدشم از این به بعد اصلا به چپمم نمیگیرمت مردت و زندتم بهم ربطی نداره
-اگه بمیرم که بیوه میشی
+به هرحال...گفتم در جریان باشی
با حرفم چشمای خوابالودش رو باز کرد و سری تکون داد:
-اره...خونریزی داشتی
با خجالت سر پایین انداختم ، میتونستم حس کنم گونه هام سرخ شده بودن
-حالا چرا اینقدر قرمز شدی ؟ شوهرتم دیگه
+م...میتونستی به خدمه بگی بیان بزارن
-ترجیح دادم خودم بزارم
+چ... چطوری فهمیدی خونریزی دارم:
نگاه شیطنت امیزی بهم انداخت:
-نصفه شبی دوباره هوس کرده بودم یه راند دیگه بریم اومدم دست بزارم لاپات فهمیدم...
چشمام از اینهمه بی حیایش گرد شد
+شوخی میکنی دیگه؟
-اره...تو حموم دیدم
+چهرت یطوریه که ادم نمیفهمه شوخی میکنی یا جدی میگی ، بعدشم از این به بعد اصلا به چپمم نمیگیرمت مردت و زندتم بهم ربطی نداره
-اگه بمیرم که بیوه میشی
+به هرحال...گفتم در جریان باشی
- ۸.۰k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط