ماجراي روباه و زاغ اصفهاني :

ماجراي روباه و زاغ اصفهاني :

یه قِلاق سیا رو درخت چنارا نَبشي چارباغ نیشِسه بود آ پنیرمیخورد

یه شاقال عینی روبا اومد آ بشِش گف:
انگار رَختا عیددا ورد كردِي یٌخده بوخون بينیم صداد چه جوريِس،

قِلاقه پنیرا زِد لابغلشا گف:
برو چوری چی!!!من خودم اِز تيرا طایفه قارقاریا مَچِد لُمبونم،تو اومِدِى کالا سری من بزارى؟؟؟دکی
دیدگاه ها (۳)

ماجرای روباه و کلاغ اصفهانییه قِلاق سیا رو درخت چنارا نَبشی ...

فقط اصفهانیها میتونن بخونن ،بقیه بیخود به خودشون زحمت ندن:(V...

فقط اصفهانیا میتونن بخوننروباه و زاغ اصفهانی یه غلاغ سیا رو ...

فقط اصفهانیا میتونن بخوننبقیه اگه تونستندبخونن باپول خودشون ...

فقط یه اصفهانی میتونه این متن بخونه!تونستی بخونی کامنت و لای...

از محیط کار ناامن فقط فرار کن!#زن

لباس جدید دوختم نظرتون چیه

بسته بندی

خواهر فقط یک نسبت نیست؛خواهر یعنی عشق، خاطره، دلسوزی، رفاقت ...

#صنعت‌مد #فراماسونری #شیطان_پرستی #البسه #لباس #نمادشیطانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط