♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۷۸
♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۷۸
طبقه بالای بوتیک گانگنام سئول تنها مخصوص برای آن فرد های خاص و پولدار بود هویون که تمام مدت لباس هایش را جای دیگه ای تهیه میکرد
حال با دیدن این بوتیک، که معبدی از سکوت و زیبایی بود
دور اطراف را مانند یک بچه ای کنجکاو نگاه میکرد
کفپوشهای مرمرین صیقلی، نورپردازی هنرمندانهای را منعکس میکرد که با دقت بر روی پارچههای گرانبها و اکسسوریهای درخشان متمرکز شده بود. هر لباس، گویی یک اثر هنری است که روی پایههایی مینیمال به نمایش درآمده. رایحهی چوب صندل و عطرهای خاص برند، در فضا پیچیده و حس انحصار را تکمیل میکرد در این سکوت مجلل، تنها صدای پاشنهی کفشهای گرانقیمت یه سول به گوش میرسید او همراه شوهرش در میان لباس های که خاص برای اونا طراحی شده بودن میگشت و جیمین
مشغوله تبلت بود و هرزگاهی جرعه ای از آمریکانویش مینوشید
هویون کلافه به مبل تکیه داد جونگ کوک و یه سول رو از نظر گذروند در ذهنش چرخید « چقدر خوشبخت هستن .. منو جیمین چرا اینطوری نیستیم... من کجا رو اشتباه میرم .. » لحظه ای نگاهی به لباسش کرد
خیلی باحال که اخلاق گنگش را نشون میداد بعد به لباس یه سول خیلی زنانه و لوکس بودن « شاید جیمین ازم خسته شده باشه بخاطر اینکه لباس های زنانه نمیپوشم » با آه سنگینی که کشید از روی مبل بلند شد و به سوی پرسنلی که در آنجا بود رفت گنگ گفت : لباس های زنانه تون کدوم قسمته
پرسنل که آرایش به شدت زیادی زده بود محترم لب زد : ببخشید خانم پارک اینجای که هستین بخش لباس های زنانه ست
هویون تک خنده ای عصبی زد و گفت : از توهم آبی در نمیاد برو زد کارت
پرسنل سوالی گفت : چیزی گفتین خانم پارک
هویون بدون جواب دادن ازش رد شد و به سوی جونگ کوک و یه سول رفت کلافه نالید : یاا یه چیزی به منم نشون بدین
یه سول مهربان روبه هویون کرد : از همون اول می اومدی اینجا عزیزم دنبال چی میگردی بگو تا کمکت کنم
هویون درحین نگاه کردن به جیمین لب زد : نمیدونم همون چیزای که شما میپوشید به منم بدین امشب میخوام یکی دیگه بشم
جونگ کوک دستی روی شانه هویون گذاشت و گفت : خوب پس شما به گشتن ادامه بدین من باید با یه جا تماس بگیرم
با برداشتن گوشی اش از پیش آنها دور شد هویون درحینی که توی لباس های زرق و برق زنانه میگشت نامید و کمی دلخور لب زد : یه سول به نظرت چطور لباسی بپوشم خوشگل میشم
طبقه بالای بوتیک گانگنام سئول تنها مخصوص برای آن فرد های خاص و پولدار بود هویون که تمام مدت لباس هایش را جای دیگه ای تهیه میکرد
حال با دیدن این بوتیک، که معبدی از سکوت و زیبایی بود
دور اطراف را مانند یک بچه ای کنجکاو نگاه میکرد
کفپوشهای مرمرین صیقلی، نورپردازی هنرمندانهای را منعکس میکرد که با دقت بر روی پارچههای گرانبها و اکسسوریهای درخشان متمرکز شده بود. هر لباس، گویی یک اثر هنری است که روی پایههایی مینیمال به نمایش درآمده. رایحهی چوب صندل و عطرهای خاص برند، در فضا پیچیده و حس انحصار را تکمیل میکرد در این سکوت مجلل، تنها صدای پاشنهی کفشهای گرانقیمت یه سول به گوش میرسید او همراه شوهرش در میان لباس های که خاص برای اونا طراحی شده بودن میگشت و جیمین
مشغوله تبلت بود و هرزگاهی جرعه ای از آمریکانویش مینوشید
هویون کلافه به مبل تکیه داد جونگ کوک و یه سول رو از نظر گذروند در ذهنش چرخید « چقدر خوشبخت هستن .. منو جیمین چرا اینطوری نیستیم... من کجا رو اشتباه میرم .. » لحظه ای نگاهی به لباسش کرد
خیلی باحال که اخلاق گنگش را نشون میداد بعد به لباس یه سول خیلی زنانه و لوکس بودن « شاید جیمین ازم خسته شده باشه بخاطر اینکه لباس های زنانه نمیپوشم » با آه سنگینی که کشید از روی مبل بلند شد و به سوی پرسنلی که در آنجا بود رفت گنگ گفت : لباس های زنانه تون کدوم قسمته
پرسنل که آرایش به شدت زیادی زده بود محترم لب زد : ببخشید خانم پارک اینجای که هستین بخش لباس های زنانه ست
هویون تک خنده ای عصبی زد و گفت : از توهم آبی در نمیاد برو زد کارت
پرسنل سوالی گفت : چیزی گفتین خانم پارک
هویون بدون جواب دادن ازش رد شد و به سوی جونگ کوک و یه سول رفت کلافه نالید : یاا یه چیزی به منم نشون بدین
یه سول مهربان روبه هویون کرد : از همون اول می اومدی اینجا عزیزم دنبال چی میگردی بگو تا کمکت کنم
هویون درحین نگاه کردن به جیمین لب زد : نمیدونم همون چیزای که شما میپوشید به منم بدین امشب میخوام یکی دیگه بشم
جونگ کوک دستی روی شانه هویون گذاشت و گفت : خوب پس شما به گشتن ادامه بدین من باید با یه جا تماس بگیرم
با برداشتن گوشی اش از پیش آنها دور شد هویون درحینی که توی لباس های زرق و برق زنانه میگشت نامید و کمی دلخور لب زد : یه سول به نظرت چطور لباسی بپوشم خوشگل میشم
- ۳.۷k
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط