این روزها ، دیدن رنج دیگران

این روزها ، دیدن رنج دیگران
، اسم اش شده اخبار ؛ نشسته ایم و نظاره می کنیم
که چطور ادم ها ، همین اطراف خودمان تکه می شوند
، زجر می کشند و با درد می میرند ؛
خبرهای رنج مردمان ، خبرهای جنجالی اند ، در صدر اخبارند ،
و بدترین چیزی که ایجاد می کنند
، ترحم است ؛ ما نشسته ایم نظاره گر رنج ها ،
درد ها ، مرگ و میرهای دسته جمعی و کودک ازاری های بی انتها و دایما دلمان می سوزد یا اشک می ریزیم یا به جهان رنج ، لعنت می کنیم ؛
من می گویم : باید روزی ترحم را بریزیم دور ،
انرژیی که صرف ترحم می کنیم ،
صرف تغییر اوضاع جهان کنیم ،
صرف کم کردن حتی یک قطره اشک یا یک ذره درد ؛ نمی دانم ،
شاید دست مان به ان سوی مرزها نرسد ،
ولی همین سوی مرزها چند قدم ان طرف تر ،
بخشی از رنج جهانی همسایه خود ماست ،
یک قطره از اشک همسایه و نزدیکانمان کم کنیم ، یک ذره از رنج جهانی کم کرده ایم ؛
بیایید دلسوزی را بریزید دور ،
یک سلول از رنج جهان را از همین کنار کم کنید؛ نمی شود ؟
دیدگاه ها (۴)

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

ای پیشوای سترگِ جاودان،ای آن‌که نامت در طنینِ تاریخ، هم‌سنگِ...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

سیاسی اجتماعی

پارت اول هوا تاریک شده بود و بارون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط