با تو برایم عشق حس محشری داشت 

با تو برایم عشق حس محشری داشت 
دیوانگی هم با تو لفظ دیگری داشت 
آن روزهای خوب را یادم نرفته 
با تو سرم در بین این سرها سری داشت
خوش بود حالم ،چون تو بودی روزگارم -
هر روز از دیروز حال بهتری داشت 
انگار دنیا شد حسودِ عاشیقمان 
هر چه دعا خواندم نشد گوش کری داشت 
گوش کر و چشم شر و شور و بخیلش 
اخر اثر کرد و ندید انگشتری داشت!!
آری نظر رفت و به ویرانی کشاندم 
دیگر دلم هر روز حال بدتری داشت
میپرسم و میمیرم از دردی که دارد
آیا بجز من شعله اش خاکستری داشت؟
دیدگاه ها (۳۶)

امشب هــــــــم ... خیالت را زیر سرم میخوابانمو در رویا من...

تا تو بودی پیش من مهر فراوان داشتمعاشقت بودم و یک لبخند پنها...

نشسته روی زمین آه عطر باران استهوای این دل دیوانه مثل آبان ا...

صبحی که تو نباشی کی من به شب رسانم؟بی گلعزارِ  رویت  ، هر شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط