چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بود

چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بود
که کس دیگری باید
برای کس دیگری می‌پوشید.
تو رفته بودی و دیگر
قشنگی هیچ پیراهنی
دیگر به درد تنم نمی خورد.
دیدگاه ها (۱)

تورا با دیگری دیدم صدایم در نمی‌آید تنم ...

تنت گره به تنم خورده مثل ریشه وُ خاکبرای غربت روحم وطن و تن ...

تو برای من تماماً رنجی. از وقتی یادم میاد تا همین لحظه، بیشت...

بچه شیعه ایستاده میمیره ولی تسلیم نمیشه!!!تعجب نکن!شیعه یعنی...

تو نَباشی ماندن به چه دَردی می‌خورد؟به کدام شَهر بروَم که حض...

زندگی دوروزه و برای این دو روز تلاش کنالان که داری اینو می خ...

مَن برایِ این تَره هم خورد نمی‌کَردم؛تا تُو آمَدی، حالا برای...

راکون تو ایران یه گونه‌ی مهاجمه و باید سریع از طبیعت جمع بشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط