چـه زیبــا گفت شاعـری ...!
چـه زیبــا گفت شاعـری ...!
کـه بـه خـود آی ... ! آری بـه خــدا ...!
بپیوند به دریــآی سرشـار از مهربانــی اش ،
همچــون قطــره ای زلـال و کوچـک ...!
تـا به چشـم دلـ ببینـی کـه در ایـن وادی ، خـودی وجـود نـدارد !
همه اش اوسـت،اوسـت و اوسـت ...!
آری او میـدارد دوسـت
و قلـب عاشق مـن تشنـه ی ایـن گفت و گوسـت
صـدایـی کـه همچـون سکـوتِ پـر هیاهوسـت ...!
و آرامـش مطلق در رسیـدنِ به اوسـت همـان کـه هـر لحظـه روبـه روسـت...!
کـه بـه خـود آی ... ! آری بـه خــدا ...!
بپیوند به دریــآی سرشـار از مهربانــی اش ،
همچــون قطــره ای زلـال و کوچـک ...!
تـا به چشـم دلـ ببینـی کـه در ایـن وادی ، خـودی وجـود نـدارد !
همه اش اوسـت،اوسـت و اوسـت ...!
آری او میـدارد دوسـت
و قلـب عاشق مـن تشنـه ی ایـن گفت و گوسـت
صـدایـی کـه همچـون سکـوتِ پـر هیاهوسـت ...!
و آرامـش مطلق در رسیـدنِ به اوسـت همـان کـه هـر لحظـه روبـه روسـت...!
- ۹۱۰
- ۰۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط