آن قدر مرا به سینه ات بفشار

آن قدر مرا به سینه ات بفشار
که ضربان قلبم
بر پوست تنت نقش ببندد
تا آیندگان
از سنگواره ی سینه ی تو بدانند که
زنی تو را
بی وقفه عاشق بوده است!

"روشنک آرامش"
دیدگاه ها (۱)

همین الان یهویی

همین دیشب یهویی در غار هوتو ی بهشهر

دلگرمی های تو بال های منند چیزی بگو گاهی چنانم بی تو که عبور...

جهانم بی تو دو حالت بیش ندارد : بدون ِ "الف ِ" آمدن ِ تو ، ک...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط