اینجآنب حقیر کوچکتآن یاسین یوسف خراسان شمالی یوزارسیف گی
اینجآنب حقیر کوچکتآن یاسین یوسف خراسان شمالی یوزارسیف گیلان بدون سلام و مقدمه باکسی حرف دارم که ارزش سلام گفتن ندارد.
حرفم با تهران است و باید بگم و سوال کنم
به چه چیزت دل خوش باشم تهران؟
به پیر دماوندِ بیبخار و گمشده در دودت دلم را خوش کنم یا به کوه بیبی شهربانویت که آدم میخورد؟
اینجانب یاسین دستیار یوسف کنعانی آشخانه و یوزارسیف مصری رودبار به ولنجک و زعفرانیه و الهیه و نیاوران و ایرانزمینِ ات دل بسپارم یا به نازیآباد و خزانه و امینآبادِ غمگینت؟
اینجانب یاسین دستیار یوسف آشخانه و یوزارسیف رودبار به برج میلادِ بد شگونت دل بدهم یا به برج آزادی تو که سالهاست شبیه کودکی که ایستاده میشاشد و پاهایش را باز کرده؟
این حقیر یاسین دستیار به مزار شهدای بی زائرت دل خوش کنم یا به خاکِ سیری ناپذیرت که هر چه آدمها را میبلعی سیر نمیشویی؟
قلبت کجاست تهران؟
میدان انقلاب؟
میدان فردوسی؟
میدان آزادی و تجریش و......ٔ..غیره ؟
اصلا قلبی برایت مانده؟
ای تهران میدانی این غباری که جای آسمان و هوا به خوردمان میدهی گَردِ استخوانهای پوسیدهایست که بر سر ما قِی میکنی؟
متاسفم برایت ای تهران که بگویم نه نمیدانی!!!
چون تو سالهاست مردهای ای تهران که اسمتو گذاشتی، تهران بزرگ...........!!
ای تهران آیا شمارش یتیمانت را داری؟
میدانی سالهاست مردان و زنانی را میبلعی که آدمترند؟
اصلا خاطرت هست توی کوچهها و خیابانهایت چقدر حجله روشن، کردهاند؟
آیا شده یکبار فرصت کنی تعداد حجله های درونت رابشماری که چندین حجله در درونت روشن
حرفم با تهران است و باید بگم و سوال کنم
به چه چیزت دل خوش باشم تهران؟
به پیر دماوندِ بیبخار و گمشده در دودت دلم را خوش کنم یا به کوه بیبی شهربانویت که آدم میخورد؟
اینجانب یاسین دستیار یوسف کنعانی آشخانه و یوزارسیف مصری رودبار به ولنجک و زعفرانیه و الهیه و نیاوران و ایرانزمینِ ات دل بسپارم یا به نازیآباد و خزانه و امینآبادِ غمگینت؟
اینجانب یاسین دستیار یوسف آشخانه و یوزارسیف رودبار به برج میلادِ بد شگونت دل بدهم یا به برج آزادی تو که سالهاست شبیه کودکی که ایستاده میشاشد و پاهایش را باز کرده؟
این حقیر یاسین دستیار به مزار شهدای بی زائرت دل خوش کنم یا به خاکِ سیری ناپذیرت که هر چه آدمها را میبلعی سیر نمیشویی؟
قلبت کجاست تهران؟
میدان انقلاب؟
میدان فردوسی؟
میدان آزادی و تجریش و......ٔ..غیره ؟
اصلا قلبی برایت مانده؟
ای تهران میدانی این غباری که جای آسمان و هوا به خوردمان میدهی گَردِ استخوانهای پوسیدهایست که بر سر ما قِی میکنی؟
متاسفم برایت ای تهران که بگویم نه نمیدانی!!!
چون تو سالهاست مردهای ای تهران که اسمتو گذاشتی، تهران بزرگ...........!!
ای تهران آیا شمارش یتیمانت را داری؟
میدانی سالهاست مردان و زنانی را میبلعی که آدمترند؟
اصلا خاطرت هست توی کوچهها و خیابانهایت چقدر حجله روشن، کردهاند؟
آیا شده یکبار فرصت کنی تعداد حجله های درونت رابشماری که چندین حجله در درونت روشن
- ۲۷۲
- ۲۴ دی ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط