Help me

پارت ۱۱

جینا (خدمتکار): کلی با خودم سر و کله زدم که نگم باید برم به رئیس بگم
راوی : جینا رفت و در اتاق جونگ کوک و زد
جینا: میتونم بیام داخل رئیس ؟
جونگ کوک: بیا
جینا: باید یه واقعیت و بهتون بگم ، نمیتونم دروغ بگم تا بخاطر یه پنهون یکی دیگه بی‌خانمان بشه
جونگ کوک : زودتر بگو چه کار داری ؟
جینا : راستش رئیس... نمیدونم چطوری بگم ‌.... جونگ می دزد نیست
جونگ‌ کوک: چی داری میگی ؟
جینا : لطفاً بیرونش نکنید اون هیجا رو نداره بره توروخدا نزارید بره .... جولیا نقشه کشید براش تا جونگ می و تو دردسر بندازه مگه شما دوربین ندارید خب خودتون چک کنید
راوی: جونگ کوک دوربینا رو چک کرد و تمامشو و بعد خیلی خیلی از دست جولیا عصبی شد
جینا: رئیس جونگ می و برید بیاریدش برش گردونید
راوی: جونگ کوک سریع از پله ها اومد پایین و رفت بیرون و از حیاط هم سریع رفت بیرون و در اصلی عمارت و باز کرد و جونگ می جلوی در روی زمین نشسته بود و داشت گریه میکرد
جونگ کوک: جونگ می ....
جونگ می (گریه): رئیس ..... به خدا من ساعتتونو ندزدیدم
راوی : جونگ کوک یهو زانو زد و جونگ می و بغل کرد
جونگ می تو شک بود
جونگ کوک: ببخشید بهت تهمت زدم ..... متاسفم ... جینا بهم واقعیت و گفت .... بلند شو باید بریم داخل
راوی: جونگ می و جونگ کوک اومدن تو خونه


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط