part

part 7
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ات: مرسی مامان رفتم بالا لباس هامو تا کردم و پریدم روی تختم

تهیونگ: روی مبل نشسته بودم که مامانم گفت برم دفتر پدرم کارم داره تق تق

ب. تهیونگ: بیا تو

تهیونگ: سلام پدر کارم داشتید؟

ب. تهیونگ: تهیونگ تو باید ایدل بشی

تهیونگ: چی؟

ب. تهیونگ: باید ایدل بشی باید عضوی از گروه بی تی اس بشی برای ۴سال میری امریکا که کامبک بدین و کنسرت اجرا کنی با اعضا اشنا بشی

تهیونگ: پس درسم چی؟

ب. تهیونگ: داخل امیریکا ادامه تحصیل میدی..

تهیونگ: چشم بلند شدم و رفتم روی تختم دراز شدم با خودم میگفتم: پس ات چی من نمیتونم اونو تنها بزارم مطمعنم ناراحت میشه اگه بگم میخوام ایدل بشم ناراحت میشه و فک میکنه دیگه برنمیگردم پس میگم میخوام برای سفر کاری برم...... گوشیم رو برداشتم و زنگ زدم به ات


مکامله ات و تهیونگ:

ات: سلام خرس عسلی

تهیونگ: سلام عشقم

ات: خوبی

تهیونگ:مرسی

ات: تهیونگ دلم برات تنگ شده

تهیونگ: با بغضی که توی گلوم بود گفتم: منم

ات: تهیونگ حالت خوبه چرا صدات بغض داره

تهیونگ: نه خوبم

ات: فردا میبینمت بوس بهت بای بای.....

تهیونگ: دوست دارم مواظب خودت باش بای
دیدگاه ها (۰)

part 8مسترکیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 9مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 6مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 5مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پسری که قلبم رو برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط