fake kook

fake kook
part*3۵

یک ماه بعد
کوک: من الان تورو میبرم خونه خودم کار دارم
ا.ت: باشه
کوک: رسیدیم
ا.ت:مراقب خودت باش
کوک: توهم همینطور خدافظ
ا.ت: خدافظ
رفتم داخل خونه
ا.ت: مامان عمو اونی یونا
کسی جوابمو نداد رفتم تو اتاقم خواستم لباسمو عوض کنم
مینجون: به به ا.ت خانم
ا.ت: تو اینجا چیکار میکنی چطوری اومدی داخل
مینجون: فک کردی پیدات نمیکنم
ا.ت: چی میخوای
مینجون: خودتو بیب
ا.ت: سریع از اینجا برو
مینجون: میخوای بیرونم کنی
ا.ت: همه چیز بین ما تموم شده
مینجون: ولی من تا تورو ماله خودم نکردم نمیرم
ا.ت: برات بد میشه برو
مینجون: هیچ بدی نداره

از دید کوک
خواستم زنگ بزنم به یکی از دوستام دیدم گوشیم شارژ نداره نزدیک خونه بودم برگشتم برم گوشیمو شارژ کنم
کوک: بابا خاله
کسی جوابمو نمیداد حتما کسی خونه نیست یعنی ا.ت خودش تنهاست
کوک: ا.ت
اونم جوابمو نمیداد
رفتم سمت اتاقش در باز کردم یه پسره بود که دست ا.ت رو گرفته بود و میخواست ا.ت رو🔞🔞
کوک: ا.ت
مینجون: تو کی هستی دیگه
کوک:ولش کن
مینجون: اگه نکنم چی
رفتم سمتش از ا.ت جداش کردم
کوک: عوضی داشتی چیکار میکردی
مینجون: تو کی باشی
کوک: من اینو باید بپرسم تو چرا اومدی اینجا
پ: من اومدم جونگکوک
مینجون: جونگکوک؟؟ نکنه تو جونگکوک هستی
کوک: هستم سریع برو بیرون تا نکشتمت پدرم هم اومده برو سریع
مینجون: ببخشید
کوک: ا.ت
ا.ت:جونگکوکا جون ندارم
کوک: بلند شو
ا.ت:کوک
کوک: جانم
ا.ت: کوک
کوک: بابا
پ: جونگکوک کجایی
کوک: بیا بالا
پ: چیشده ا.ت چش شده
کوک: همم از بیرون اومدم تا افتاده رو زمین تا ببریمش بیمارستان
پ: باشه
ا.ت رو بردیم بیمارستان به مامانش و خواهراش
هم خبر دادیم
م: حاله ا.ت چطوره الان
پ: رفتم از دکترش پرسیدم گفت که خوبه
م: بیهوشه هنوز؟؟
پ: اره
انا: حالش خوب میشه
یونا: اره خوب میشه
انا: جونگکوک کجاست
یونا: نمیدونم مگه اومده
انا:اره من برم دنبالش الان میام

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۸)

fake kookpart*3۶انا: جونگکوککوک: اناانا: فک کردم رفتیکوک: نه...

کانال زدم پیجم اگه مسدود شد اونجا ادامه میدم😉😉https://rubika...

fake kookpart*34ا.ت: ولم کنکوک: از گل خوشت نمیادا.ت: کوکیکوک...

fake kookpart*33یک ساعت بعدمینهو: بازی تموم خب بریم نتایجسوج...

طراح عشق

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط