حالا که دیگر دستم به آغوشت نمی رسد

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمی رسد

و بوسیدنت موکول شده

به تمامی روزهای نیامده ..

 

حالا که هر چه دریا و اقیانوس را

از نقشه جهان پاک کردی


مبادا غرق شوم در رویایت

 

باید اسمم را

در کتاب گینس ثبت کنم

تا همه بدانند

- زنی

 با سنگین ترین بار دلتنگی

روی شانه هایش -

تو را دوست میداشت

 

میبینی

عشق همیشه

جاودانگی می آورد ...
دیدگاه ها (۱)

یک بغل حرف، ولی محض نگفتن دارم !روح نفرین شده ای در قفس تن د...

ناگزیر از سفرم بی سر و سامان چو بادبه "گرفتار رهایی" نتوان گ...

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنمتا به جمعه میرسم احساس دیگر...

در هم تنیده ایم چو گلهای نسترنگاهی تو سرخ می شوی و گاه نیز م...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱²¹/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط