𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸
✦ویو موقع رسیدن پلیس
pov: ات رو شونه مبینا داره گریه میکنه و پلیسام دارن خونه هارو میگردن همیو سومینم دارن اتو دلداری میدن
یهو اعضا اومدن
جین و کوک: ات ات حالت خوبه؟
شوگا: خوبی ات؟
ته: خوبی؟
هوپی: چیشده؟
جیمین: چرا پلیس اومده؟
نامی: ات خوبی؟
ات:(سرشو بالا پایین کرد و بی صدا نامجونو بغل کرد)
نامی: قربونت برم تموم شد دیگه
همی: ات همین الان یه چاقو از خونه همسایه پایینت پیدا کردن و گرفتنش دیگه تموم شد
ات برگشت سمت سومین و یه چشمک بهش زد و صدای عر زدنشو بلندتر کرد
ته:ات از همین الان میای خونه خودمون اینجا دیگه امن نیست
ات:(سرشو همزمان که رو سینه نامی بود بالا پایین کرد)
✦ویو فردا تو مدرسه تو کلاس
بایلو: راست میگی؟(بلند)
یه دورو برو نگاه انداخت
بایلو: راست میگی؟ جنازه؟(آروم)
ات: آره
یهو سومین زیر دستاش اومدن
سومین: چیو راست میگی؟
بایلو: ات یه جناز..(که ات دهنشو گرفت)
سومین: جنازه؟
ات: نه یعنی آره یعنی هیچی(لبخند ضایع)
سومین: ولشون کنین کارای مهمتر ازونا داریم
✦ویو بعد دانشگاه
✦ات ویو
تصمیم گرفتم خودم برم بادیگارد انتخاب کنم پس دیشب با به پی دی نیم گفتم چند نفرو بیاره خودم انتخاب کنم
اول رفتم خونه یه دوش کوتاه 15مینی گرفتم بعد آماده شدم و رفتم کمپانی
ـرسیدم
رفتم تو یه اتاق یه میز بود اتاق خوشگلیم بود پی دی نیم گفت هر وقت بخوام میتونم ازین اتاق استفاده کنم
نشستم رو صندلی چنتا مرد اومدن تو
پرونده همشونو بررسی میکردم و میگفتم برن
ات: تو نه
ات: تو نه
ات: تو نه
ات: نه
ات: نه.... نه... نه.. نه
که یهو یه پسر جذاب نظرمو جلب کرد
ات: تو بمون بقیتون میتونین برین
همه داشتن میرفتن
ات: درم ببندید(یکم بلند)
ات: بیا اینجا بشین اشاره به صندلیای جلوی میز
پسره رفت رو نزدیک ترین صندلی به میز نشست و دستاشو گذاشت رو میز اتم یه عینکشو درست کرد خواست پرونده شو بخونه یهو چشمش به پسره افتاد با خودکارش دستای پسررو حل داد پسره تازه فهمید باید چیکار کنه
ات: خب اسمت ریچارد لیه
ریچارد: بله
ات:خب تو قبولی
ریچارد: واقعا؟
ات: فقط قبلش امشب بیا خونم
ریچارد: پس اینجا میمونم تا شما کارتون تموم شه
ات: من الان میخوام برم خونه لباس عوض کنم
ریچارد: منم باهاتون میام
ات: ماشین داری؟
ریچارد: ماشین نداشتم که اینجا نبودم
ات: بدو بریم پروندتو بدیم پی دی نیم بریم
رفتن پرونده ریچاردو دادن و سوار ماشین ریچارد شدن و رفتن خونه ات
ات:....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیدگاه ها (۱۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

پارت بعد نمیاددددددد

𝓹𝓪𝓻𝓽 9ات ویوپی دی نیم: سلامات: سلام پی دی نیم جونم (نویسنده:...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۵ات رفت بیرون از اتاق و سومین دوید سمت اتسومین: ات ات ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط