رویای تاریکی که کنارت روشن شد پارت ۴
رویای تاریکی که کنارت روشن شد پارت ۴
کانائو:دیروز خیلی خسته کننده بود خدا رو شکر که امروز پنجشنبه هست ای وای امروز باید برم کلاس کاراته
کانائو لباسشو پوشید و گفت
کانائو:مامان خدانگهدار
مامان کانائو:خدانگهدار دخترم
اما وای وای وای تانجیرو اون جا بود این روح زاحر شده 😁
کانائو:این اینجا چیکار میکنه 🤦♀️
کانائو رفت و از تانجیرو معذرت خواهی کرد
تانجیرو:واستا
کانائو:ب.........بله
تانجیرو:من..............من...........من دوست دارم
کانائو:خاک بر سرم🥴🍅
کانائو:خ.........خب..........خب منم دوست دارم
و تانجیرو لب کانائو رو بوسید
امیدوارم خوشتون اومده باشه
خواهش میکنم گزارش نکنین
بابای
کانائو:دیروز خیلی خسته کننده بود خدا رو شکر که امروز پنجشنبه هست ای وای امروز باید برم کلاس کاراته
کانائو لباسشو پوشید و گفت
کانائو:مامان خدانگهدار
مامان کانائو:خدانگهدار دخترم
اما وای وای وای تانجیرو اون جا بود این روح زاحر شده 😁
کانائو:این اینجا چیکار میکنه 🤦♀️
کانائو رفت و از تانجیرو معذرت خواهی کرد
تانجیرو:واستا
کانائو:ب.........بله
تانجیرو:من..............من...........من دوست دارم
کانائو:خاک بر سرم🥴🍅
کانائو:خ.........خب..........خب منم دوست دارم
و تانجیرو لب کانائو رو بوسید
امیدوارم خوشتون اومده باشه
خواهش میکنم گزارش نکنین
بابای
- ۲۱
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط