ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم

ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم

لب آن کوزه بسازد زخاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم
دیدگاه ها (۴)

نکند فکر کنیدر دل منیاد " تو" نیستگوش کننبض دلم

همین الان یهویی

در دلم هستی ,,,,,من اما در دل تو نیستم در نگاهت عشق هستم ؟...

.زحمـت داردآدم بودن را مــــــی گویماین را میشـــود از مترسک...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط