شهر من، من به تو می اندیشم.

شهر من، من به تو می اندیشم.
نه به تنهائی خویش.
از پس شیشه تو را میبینم،
که گرفتی مرا در بر خویش.
من وضو با نفس خیال تو میگیرم،
و تو را میخوانم،
و به شوق فردا که تو را خواهم دید،
چشم به راه میمانم .....
تن من پاره ای از آن تن توست.
و قشنگترین شبهای پر ستاره،
شب توست .....
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط