رفیقم تعریف میکرد من یه مدت پیش از دختر همسایمون خوشم اوم

رفیقم تعریف میکرد من یه مدت پیش از دختر همسایمون خوشم اومده بود، زنگ زدم به مادربزرگش گفتم من از بانک ملی زنگ میزنم نوه شما تو قرعه کشی برنده شده شمارشو میخوام، پیرزنه از خوشحالی داشت میمرد بعد بهم ۳ تا شماره داد خونشون و محل کار بابا و ننه دختره :|
دیدگاه ها (۱۸)

ترکم نکن

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟐جونگکوک رفت کنار برادر ناتنیش ایستاد. ...

رفیقم تعریف میکرد من یه مدت پیش از دختر همسایمون خوشم اومده ...

عشق مجدد پارت 7

لجباز_جذابP45وبالاخره رسیدیم خونمون.. رفتم توی اتاقمو روی تخ...

#ناجی #پارت_٢٢چشمامو ک باز کردم همونجا وسط سالن دراز کشیده ب...

زندگی نو پارت پنج

پارت ۱۳ فصل دوم کوک زنگ زد به آقای کیم که جواب دادکیم: سلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط