سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی
که روزی چشمهایم را،به دنیایی نمیدادی

سلام ای رفته از دستی،که میدانم نمی آیی
و میدانم برای من،امیدی رفته بر بادی
به خاطر داریَم آیا؟!به خاطر دارمت آری!
سلام ای باور پاکی،که از چشمم نیفتادی
اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی
رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی!
نوشتی:بی تو میمیرم،خرابت میشوم عمری
کنون فردای دیروز است،ببین حالا چه آبادی!!
سکوتم را نکن باور،خودت هم خوب میدانی
که در اشعار من چیزی،شبیهِ داد و فریادی
حقیقت زهر تلخی بود،که آگاهانه نوشیدم
از این هم تلخ تر باشی،همان شیرینِ فرهادی
دیدگاه ها (۲)

بزن باران که دین را دام کردندشکار خلق و صید خام کردندبزن بار...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

خداکند که شبی بیقرار من باشی که بی قرار توام تا قرار من باشی...

می بینی پاییز چقدر شبیه زن هاست؟حوصله اش که سرمی رودبند اصلا...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سَلام اے عشق دیروزے،منم آن رفته از یادےکه روزے چشمهایم را،به...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط