می‌دانی، ز عشق لبریزم

می‌دانی، ز عشق لبریزم

بپای لبخندت، ترانه می‌ریزم

چرا نمی‌فهمد بهار حسّم را؟

که تا ابد من تک درخت پاییزم

درون دریای تبسّمت آری

چو قطره‌ای امّا، چقدر ناچیزم

به هیچکس امشب نمی‌خورم افسوس

کسی نمی‌داند چرا غم‌انگیزم

اگر نمی‌داند کسی تو می‌دانی

تو خوب می‌دانی، ز عشق لبریزم
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت اول : راه خدا :راه های بر اساس ز...

توخوب می‌دانی، ز عشق لبریزم بپای لبخندت، ترانه می‌ریزم چرا ن...

قطره قطره به هوای چه کسی لبریزمشمعِ بی نورم و از شعله نمی پر...

قطره قطره به هوای چه کسی لبریزمشمعِ بی نورم و از شعله نمی پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط