سیب را از شاخه ام تا چید آدم سوختم سرنوشت این بود و من یک

سیب را از شاخه ام تا چید آدم سوختم سرنوشت این بود و من یک عمر از غم سوختم سوختن یک عمر پیشانی نوشتم بود و هست هر گناهی کرد آدم ، در جهنم سوختم گرچه در طوفان قهرش ناخدایم نوح بود سیل می بارید و من در سوگ عالم سوختم کوهی از هیزم شدم، با اینکه شد ختم به خیر اول از رنج خلیل الله در دم سوختم گرچه خود عیسی نبود اما به روی شانه ام هرکسی مصلوب شد مانند مریم سوختم سوختم یک عمر، اما وای از آن روزی که من چوب بودم،"در شدم" آتش گرفتم سوختم.
دیدگاه ها (۲)

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

اردبیل عسل سرشیرش معروف.هرفصل اردبیل زیباست

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط