در پست قبل نوشتم که با خوندن نامه مشایی به خاتمی و اطلاع
در پست قبل نوشتم که با خوندن نامه مشایی به خاتمی و اطلاع از نزدیکی بسیار زیاد مشایی به احمدی نژاد میشه مشایی رو در نقش ماهون در قسمتهای آخر فصل 4 سریال فرار از زندان دید!:)
همون جایی که ماهون به ظاهر به عوامل سازمان برای پیدا کردن سیلا کمک می کرد و از مایکل اسکافیلد برای اونها جاسوسی می کرد اما در واقع دوست و همراه مایکل بود و تلاش می کرد توطئه های سازمان علیه مایکل رو خنثی کنه! با خوندن تحلیل زیر شاید بشه این تحلیل رو هم مدعی شد!:)
1. نامه مشایی به خاتمی که در واقع یه نامه سنگین ادبیه شاید به نوعی به چالش کشیدن خاتمی باشه... متن نامه به نوعی قدرت نمایی مشایی در برابر کسانی که اونو جدی نمی گرفته و نمی گیرند! کلمات و الفاظ سنگین و تا حدی قلنبه سلنبه و ادبی نامه به نوعی بالا بردن مشایی ست و روشی برای جدی گرفتن اون!
2. به علاوه، مشایی تو این نامه با اشاره به رد صلاحیت احتمالی بقایی در انتخابات از خاتمی و اصلاح طلبان می خواد که همون طور که نسبت به رد صلاحیت گزینه های اصلاح طلبان واکنش نشون میدن، نسبت به رد صلاحیت بقایی هم واکنش نشون بدن و از خاتمی می پرسه: «شوخی شمردن»، «فاجعه دانستن»، «ناپاک خواندن» و از همه عجیب تر، القای رد صلاحیت قطعی نامزد رقیب آنهم به گونه ای که میل و علاقه شدید به رد صلاحیت، آشکارا از آن استنباط شود، نه امری است که بتوان از آن گذشت و نه میتوان به هیچ روی با آن سر کرد. آیا آقایان رد صلاحیت را در حق رقیب روا و در حق خود جفا میپندارند؟!! یا اینکه در تایید صلاحیت نامزد خود به اطمینان رسیده اند؟!!
3. در واقع مشایی طرف مقابل رو به چالش می کشه که کسی که ادعای آشتی ملی داره، چطور با مردمی که طرفدار بقایی (بخونید احمدی نژاد ) و مخالف رد صلاحیت اون هستند همراهی نمی کنه؟ چطور نمی تونه رقیبانش رو تحمل کنه اما خواستار رفع حصر هست؟
4. مشایی، اصلاح طلبی خاتمی و دوستانش رو به نوعی رد می کنه با این عبارت که: اظهارنظرها که عمدتاً بر «برنتافتن» اعلام نامزدی ایشان معطوف بود موجب تعجب و ایضا ملال گردید؛ اتخاذ مواضعی که در تعارض با روح و خلاف اصول اصلاحطلبی برآورد شده و می تواند به بروز دغدغههای جدی و احیاناً دلسردی جامعه علاقهمند به اصلاح امور بیانجامد.نزدیک بودن برخی از افراد مورد انتقاد به جنابعالی، البته به تنهایی نمیتواند دلیل آن باشد که شما را مسئول اظهارات آنان دانست و بر شما خرده گرفت!:) یعنی به نوعی مشایی، مشی اصلاح طلبی خاتمی رو از نظر ماهوی و محتوایی و شعاری به چالش می کشه که چطور میشه اصلاح طلب بود ام نسبت به رد صلاحیتها بی تفاوت بود؟ نسبت به ناحقی ها و حرف و حدیثها سکوت کرد؟!
5. در قسمت دیگه نامه، باز هم مشایی هندوانه ای زیر بغل خاتمی می گذاره و می نویسه: نزدیک بودن برخی از افراد مورد انتقاد به جنابعالی، البته به تنهایی نمیتواند دلیل آن باشد که شما را مسئول اظهارات آنان دانست و بر شما خرده گرفت. بنده نیز از نوشتن این نامه چنین مقصودی را دنبال نمیکنم و حتی از رنجش احتمالی نیز پوزش می خواهم. نیت حقیر پرده برداری از مشکل جدی در جریانی است که ادعای راهبری اصلاحات را دارد و این کار را نه به عنوان یک اقدام سیاسی متعارف، بلکه از روی خیرخواهی و به خاطر اهمیت این جریان بزرگ و تاثیرگذار در آینده کشور و وضعیت جامعه انجام می دهم.... مشایی با اطلاق لفظ راهبری اصلاحات به خاتمی به نوعی تلاش می کنه خاتمی رو سر دوراهی بذاره... از این جهت که اگه به رد صلاحیت مشایی واکنش نشون نده، وجهه ی اصلاح طلبیش و مردمی بودنش زیر سؤال میره و اگه واکنش نشون بده، مورد بازخواست دوستان و طرفداران اصلاح طلبش قرار می گیره! در واقع مشایی، خاتمی روی 2 لبه تیز قیچی قرار میده که در هر صورت زخمی میشه...
6. مشایی باز هم خاتمی رو در مورد اصلاح طلب بودنش به چالش می کشه و می نویسه: شاید وجود غفلت در برخی نیروهای سیاسی در رده های پایین تر که معمولاً ناشی از غلیان هیجان است، مورد انتظار و درخور اغماض باشد، اما اینکه پرچمداران جریانی خود ناقض اصول مشی منتخب باشند، حتماً نه روا و حکماً که جفا است!... پس خاتمی باید نسبت به این رد صلاحیت واکنش نشون بده وگرنه به عنوان یه فرد سیاسی رده پایین قرار می گیره که به واسطه غلیان هیجانشه که با اومدن بقایی مخالفت می کنه وگرنه باید به عنوان لیدر جریان اصلاح طلبی و بر اساس مبانی اصلاح طلبی از خواسته مردم دفاع کرده و خواستار عدم رد صلاحیت بقایی بشه! و این یعنی باز هم 2 لبه قیچی!
7. مشایی بعد از قرار دادن خاتمی روی 2 لبه قیچی سعی می کنه فضا را تلطیف کند: اینجانب قاطبه مردم را ملزم و پایبند به اصولی می دانم که اصلاحات را تضمین می کند... و با این جمله تا حدی دست پایین می گیرد و خود را به جریان اصلاحات نزدیک می کند! اما چند
همون جایی که ماهون به ظاهر به عوامل سازمان برای پیدا کردن سیلا کمک می کرد و از مایکل اسکافیلد برای اونها جاسوسی می کرد اما در واقع دوست و همراه مایکل بود و تلاش می کرد توطئه های سازمان علیه مایکل رو خنثی کنه! با خوندن تحلیل زیر شاید بشه این تحلیل رو هم مدعی شد!:)
1. نامه مشایی به خاتمی که در واقع یه نامه سنگین ادبیه شاید به نوعی به چالش کشیدن خاتمی باشه... متن نامه به نوعی قدرت نمایی مشایی در برابر کسانی که اونو جدی نمی گرفته و نمی گیرند! کلمات و الفاظ سنگین و تا حدی قلنبه سلنبه و ادبی نامه به نوعی بالا بردن مشایی ست و روشی برای جدی گرفتن اون!
2. به علاوه، مشایی تو این نامه با اشاره به رد صلاحیت احتمالی بقایی در انتخابات از خاتمی و اصلاح طلبان می خواد که همون طور که نسبت به رد صلاحیت گزینه های اصلاح طلبان واکنش نشون میدن، نسبت به رد صلاحیت بقایی هم واکنش نشون بدن و از خاتمی می پرسه: «شوخی شمردن»، «فاجعه دانستن»، «ناپاک خواندن» و از همه عجیب تر، القای رد صلاحیت قطعی نامزد رقیب آنهم به گونه ای که میل و علاقه شدید به رد صلاحیت، آشکارا از آن استنباط شود، نه امری است که بتوان از آن گذشت و نه میتوان به هیچ روی با آن سر کرد. آیا آقایان رد صلاحیت را در حق رقیب روا و در حق خود جفا میپندارند؟!! یا اینکه در تایید صلاحیت نامزد خود به اطمینان رسیده اند؟!!
3. در واقع مشایی طرف مقابل رو به چالش می کشه که کسی که ادعای آشتی ملی داره، چطور با مردمی که طرفدار بقایی (بخونید احمدی نژاد ) و مخالف رد صلاحیت اون هستند همراهی نمی کنه؟ چطور نمی تونه رقیبانش رو تحمل کنه اما خواستار رفع حصر هست؟
4. مشایی، اصلاح طلبی خاتمی و دوستانش رو به نوعی رد می کنه با این عبارت که: اظهارنظرها که عمدتاً بر «برنتافتن» اعلام نامزدی ایشان معطوف بود موجب تعجب و ایضا ملال گردید؛ اتخاذ مواضعی که در تعارض با روح و خلاف اصول اصلاحطلبی برآورد شده و می تواند به بروز دغدغههای جدی و احیاناً دلسردی جامعه علاقهمند به اصلاح امور بیانجامد.نزدیک بودن برخی از افراد مورد انتقاد به جنابعالی، البته به تنهایی نمیتواند دلیل آن باشد که شما را مسئول اظهارات آنان دانست و بر شما خرده گرفت!:) یعنی به نوعی مشایی، مشی اصلاح طلبی خاتمی رو از نظر ماهوی و محتوایی و شعاری به چالش می کشه که چطور میشه اصلاح طلب بود ام نسبت به رد صلاحیتها بی تفاوت بود؟ نسبت به ناحقی ها و حرف و حدیثها سکوت کرد؟!
5. در قسمت دیگه نامه، باز هم مشایی هندوانه ای زیر بغل خاتمی می گذاره و می نویسه: نزدیک بودن برخی از افراد مورد انتقاد به جنابعالی، البته به تنهایی نمیتواند دلیل آن باشد که شما را مسئول اظهارات آنان دانست و بر شما خرده گرفت. بنده نیز از نوشتن این نامه چنین مقصودی را دنبال نمیکنم و حتی از رنجش احتمالی نیز پوزش می خواهم. نیت حقیر پرده برداری از مشکل جدی در جریانی است که ادعای راهبری اصلاحات را دارد و این کار را نه به عنوان یک اقدام سیاسی متعارف، بلکه از روی خیرخواهی و به خاطر اهمیت این جریان بزرگ و تاثیرگذار در آینده کشور و وضعیت جامعه انجام می دهم.... مشایی با اطلاق لفظ راهبری اصلاحات به خاتمی به نوعی تلاش می کنه خاتمی رو سر دوراهی بذاره... از این جهت که اگه به رد صلاحیت مشایی واکنش نشون نده، وجهه ی اصلاح طلبیش و مردمی بودنش زیر سؤال میره و اگه واکنش نشون بده، مورد بازخواست دوستان و طرفداران اصلاح طلبش قرار می گیره! در واقع مشایی، خاتمی روی 2 لبه تیز قیچی قرار میده که در هر صورت زخمی میشه...
6. مشایی باز هم خاتمی رو در مورد اصلاح طلب بودنش به چالش می کشه و می نویسه: شاید وجود غفلت در برخی نیروهای سیاسی در رده های پایین تر که معمولاً ناشی از غلیان هیجان است، مورد انتظار و درخور اغماض باشد، اما اینکه پرچمداران جریانی خود ناقض اصول مشی منتخب باشند، حتماً نه روا و حکماً که جفا است!... پس خاتمی باید نسبت به این رد صلاحیت واکنش نشون بده وگرنه به عنوان یه فرد سیاسی رده پایین قرار می گیره که به واسطه غلیان هیجانشه که با اومدن بقایی مخالفت می کنه وگرنه باید به عنوان لیدر جریان اصلاح طلبی و بر اساس مبانی اصلاح طلبی از خواسته مردم دفاع کرده و خواستار عدم رد صلاحیت بقایی بشه! و این یعنی باز هم 2 لبه قیچی!
7. مشایی بعد از قرار دادن خاتمی روی 2 لبه قیچی سعی می کنه فضا را تلطیف کند: اینجانب قاطبه مردم را ملزم و پایبند به اصولی می دانم که اصلاحات را تضمین می کند... و با این جمله تا حدی دست پایین می گیرد و خود را به جریان اصلاحات نزدیک می کند! اما چند
- ۱۷.۴k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط