درخواستی

درخواستی
Part5

ته مین آماده کردم و با یونگی رفتیم سمت خونه ی ته مین

در زدیم که یه زن در باز کرد تا چشمش خورد به ته مین اومد سمتش که ته مین بردم پشت سرم

م،ت:پسره ی احمق کجا بودی تو

- درست حرف بزن خانوم

م،ت:تو کی هستی اصلا اون بچه ی منه هرجور بخوام رفتار میکنم

- شوهرت کو ما با اون حرف داریم

زنه رفت داخل فکر کنم می‌خواست شوهرش صدا بزنه بعد چند دقیقه با یه مرد اومد سمت در

- ببین رک باهات حرف میزنم من یه مبلغی بهتون میدم و این بچه رو میگیرم اگه ببینم باز اومدین سمتش بلایی سرتون میارم که تا عمر دارین یادتون نره

ب،ت:خیله خب پولی که میخوای بدی بده بعدم برو

یونگی پولی که آماده کرده بود بهشون داد و برگشتیم خونه




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۱)

درخواستی Part6(چهار ماه بعد)بلاخره کارام تموم شده بود برگشته...

Forced marriage(شخصیت‌ها)پارک جنا: وکیل، 25 سالهکیم تهیونگ: ...

درخواستی Part4یک ماه از ازدواجمون گذشته بود و همه چی عادی بو...

درخواستی Part3با نوری که به چشمام میخورد از خواب پاشدم رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط