رمان:استاد جذاب من

رمان:استاد جذاب من
پارت:دهم
تهیونگ:چرا؟
جینا:میدونی حقیقتا دوست ندارم زن جونگکوک بشه
تهیونگ:امم..همچنین
جونگکوک:تهیونگ نمیخوای ساکت بشی
تهیونگ:ببخشید
ساعت ۱۴
ویو ا/ت
دوباره کلاس تموم شد،خواستم برم خونه که اکس حرومزادم دستم رو کشید توی ی جای خلوت
+:چطوری خوشگله؟
ا/ت:ولم کن عوضی
+:کاری باهات ندارم..فقط میخوام برای امشب ببینمت
ا/ت:چرا؟
+:اگر امشب به این مهمونی بیای دیگه دست از سرت برمیدارم
ا/ت:چه مهمونی؟
+:برای کارمه..نقش دوست دخترم رو بازی کنی کافیه
ا/ت:بعد دیگه مزاحمم نمیشی؟
+:قول میدم
ا/ت:باشه..میبینمت
ساعت ۱۸
میرم حموم یکم دوش میگیرم،بعد یکم ارایش میکنم،از داخل کمدم ی لباس برمیدارم و میپوشم(عکس همشون رو میزارم)ساعت نزدیک 19 بود پس تاکسی گرفتم به مهمونی رفتم،اون عوضی اومد دستم رو گرف و پیش همه رفتیم و باهم حرف میزدیم که یهو من و خواست با یکی اشنا کنه..اون......
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

رمان:استاد جذاب منپارت:یازدهمجونگکوک:سلام..ا/ت:سـ..سلام+:این...

پارت ۳۳(پرش زمانی به موقعی که تهیونگ میاد)تهیونگ:سلام...یجی:...

عجببببببب😂😂😂

رمان:استاد جذاب منپارت:نهمتهیونگ:همه دوست دختر دارن ما هم دو...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 33ویوی ا. تتاریکی کامل بود.نه ...

درخواستی

آتیشی که از بارون شروع شدpart 37ویوی ا. تماشین ناگهان وارد ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط