عشق بوکسی

عشق بوکسی
پارت ۲
بوفه دار:او باشه دختر آیگووو باشه الان بهت میدم
الینک:ممنون اجوشی
از این دختره الینک متنفر بودم خیلی دختر چرتیه حوصله سر بره
هیونجین:بریم ای ان بریم امااونجا صندلی خالیه بیا بریم اونجا بشینیم دخترا فعلا خدافظی
الینک:بای بای(😉)
ویو ا_ت
رفتیم و با الینک دنبال صندلی گشتیم هوا خیلی گرم بود تابستون بود غرق کرده بودیم یه سایه پیدا کردیم و رفتیم توی سایهنشستیم هوا خنک شد خوب بود اما بازمگرمای خودشو داشت
الینک:بیاشیر موزتو باز کردم(😊)
ا_ت:ممنونم دستت درد نکنه(😘🤗)
داشتیم شیر موزامونو میخوردیم الینک یه حرف خنده دار زد من توی دهنم شیر موز بود خندم گرفت شیر موزو تف کردم
ا_ت:تففف
سوبین :هوی چی کار میکنی دختر ببین شلوارم افتضاح شد
ا_ت:او ببخشید واقعا معذرت میخوام(یه دونه زدم رو دوش الینک
سوبین :حالا اینو چی کار کنم(🤨😑)
بلند شدم تعظیم کردم
ا_ت:میخوایم براتون بشورم
سوبین:اها بیا بریم اونجا شیر آب هست بشور
رفتیم پیش شیر آب و ابو باز کردم شلوارشو در حال شستن بود که یه نفر منو از پشت کشید و چسبوند به خودش
آی ان: هوی پسر این همه دوستات دور برت هستن چرا این باید برات بشوره
سوبین:وظیفه خودش کثیف کرد الان خودشم تمیز میکنه
آی ان:بده دوستات برات تمیز کنن پرو (چش قره)
ا_ت رو بر گردوند سمت خودش و لب زد
آی ان:لطفا نکن چون خودتو پیش اونا کوجیک میکنی اونا ازت سو استفاده میکنن
ا_ت:اهوم(تکون دادن سر)
دستاشو از روی شونه هات برداشت و رفت پیش دوستانش
الینک:وای چقدر جذاب بود عرر مامانییی (ای ضعف رفتن)
ا_ت: اون الینک انگار تا حالا پسر ندیده
الینک:نه اخه خیلی جذابه با موهای مشکیش دلمو برده
ا_ت:اها باشه(لبخندت کم رنگ)
زنگ کلاس خورد منو الینک رفتیم سر جا مون من صندلیم پیش پنجره بود پس اونو انتخاب کردم
ا_ت: میشه من اینا بشینم🤗
الینک:بشین عزیزم😎
معلم وارد کلاس شد
معلم: سلام بچه ها من معلم جدیدتون هستم اسمم کیم جوکیونگ هست معلم فیزیک
دیدگاه ها (۶)

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

پارت ۸بعد دوباره یاد اون قضیه افتادم اخم کردم و به مسیر جلو...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

#عشق در نگاه او part 2خلاصه بعد چند دقیقه سوزا اومد و بهم زن...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:6ویو «علی»رفتم سر کلاس اولین چیزی...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

انتقام یا عشق

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط