وقتی «عنوان‌های دهان‌پُرکن» قیمت پنیر را نمی‌دانند! 🎓🧀😂

وقتی «عنوان‌های دهان‌پُرکن» قیمت پنیر را نمی‌دانند! 🎓🧀😂

وارد سوپرمارکت شد؛

با ژستِ «نخبهٔ جهانیِ مدیریت بحران».

قیمت پنیر را دید، چشمانش گرد شد:

«این پنیر است یا واحد اختیاری دکتری در هاروارد؟» 🧀😂

گفتند: «روغن هم به سقف چسبیده!»

با تعجب گفت:

«روغن؟ ما فقط برای سالاد مخصوص و ماساژ آرامش مدیریتی مصرف می‌کنیم؛

مگر با آن غذا هم درست می‌کنند؟» 😄

رسید به قفسهٔ ماکارونی.

با نگاه عاقل‌اندر‌سفیه گفت:

«عجب! همان غذای بحران که مردم بدون تیم تحقیقاتی می‌پزند؟» 🍝😂

بعد با ژست روشنفکری پرسید:

«اصلاً چرا همه قیمت‌ها را می‌پرسند؟

مگر خرید روزانه کمیسیون تخصصی می‌خواهد؟»

صندوقدار لبخند زد:

«نه بزرگوار!

اینجا مردم با ماشین‌حساب زندگی می‌کنند، نه با رزومه و عنوان پوشالی.»

او هم که نمی‌خواست از تراز علمی‌اش پایین بیاید، گفت:

«پس یک کیسه برنج بدهید؛

از همان‌هایی که شأن آکادمیک خانواده را حفظ کند!» 😂

نتیجه در دکترینِ حَد:

وقتی لقب‌ها از سفره جلو می‌زنند،

جامعه پر می‌شود از فوق‌تخصص‌هایی که هنوز نمی‌دانند:

قیمت مرغ، گوشت، برنج و مسکن

برای مردم «مسئلهٔ نظری» نیست؛

انسدادِ ساختاری در رگ‌های زندگی روزمره است.

در ترازِ حَد، نخبه بودن یعنی فهمِ هندسهٔ درد مردم؛

نه اینکه قیمت پنیر را با هزینهٔ پارکینگ برج اشتباه بگیری! 😂
• ───── ✦ ───── •
✍️ پدیدآورنده: بهرام محمدی | نشر با ذکر منبع مجاز است.
@BMLIMIT
• ───── ✦ ───── •
#طنز #طنز_حدی #طنز_معیشتی #گرانی #قیمت_ها #سوپرمارکت #پنیر #روغن #ماکارونی #برنج #مرغ #گوشت #مسکن #خرید_روزمره #اقتصاد_خانواده #خنده_تلخ #عنوان_پوشالی #نخبه_نما
دیدگاه ها (۰)

حکمت و حکایت در افق عشق همسرانه

۱۴. اصل یادگیری ساختاری استقرار نظم نوین ثروت در جهان

وقتی «عنوان‌های دهان‌پُرکن» قیمت پنیر را نمی‌دانند! 🎓🧀😂وارد ...

آقازادگی تنها بیزینسی که تورم را دور میزند!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط