میخواست رد شود..مکثی دوباره کرد..

میخواست رد شود..مکثی دوباره کرد..

پرسیدم عاشقی؟ تا صبح گریه کرد...
دیدگاه ها (۳)

عشق آنچه در ذهنت کشیدی نیست...روحم شبیه آنچه دیدی نیست...زحم...

عمریست که عاشقم!عوض هم نشدم...با عشق موافقم! عوض هم نشدم...ح...

عاقبت دستانمان رو می‌شود با شعرها......مثل ِچشمانی که بعد از...

من در خیابانی پُر از خنده....هِی اشک می ریزم به آینده..

صبح یعنی آغاز عاشقیو عاشقی یعنی زیبـاترین لحظه زنـدگیمهربان ...

برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ🖤#رهبر_شهید

مثلا میتونه تا ۳ صبح گریه کنه..صبح پاشه با موزيك برقصه, آرای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط