ساعت 1 شب بود در حال گذاشتن نودل ها توی قفسه بودم که صدای

ساعت 1 شب بود در حال گذاشتن نودل ها توی قفسه بودم که صدای زنگولک مغازه به صدا در امد فکر کردم صاحب مغازه امد تا منو مرخص کنه ولیی نه اون نیس یه مرد سیاه پوش بود حس عجیبی بهم دس داد ولی اهمیت ندادم رفتم پیش صندوق تا به پرسم چی میخواد
jimin: سلام خوش امدید بفرمایید چیزی می خواین واستون بیارم
یه نگاهی از سر تا پا بهم کرد که گر گرفتم
Yoongi: چهارتا دوکبوکی و چهارتا نودل می خواستمه

jimin: چشم اون طرف دوکبوکی و نودل هس لطفن از اونجا برید بیارید

Yoongi: خودتون برید بیارید واسم

jimin: ولی من نمی دونم چی طعمی می خواین واستون بیارم

Yoongi: باشه خودم میار

{Yoongi}

پسریکه عوضی ابروم رو پرچم کرد خودم برم بهتر بعد از اینکه وسایل رو اوردم کذاشتم روی میز تا حساب کنه عجیبه فقد اون اینجاس

Yoongi: بگیر حساب کن

jimin:چشم بفرمایید پولشون میشه....

Yoongi: باشه بگیر میگم فقد شما اینجا کار می کنین

jimin: ممنون نه همکارام هستن ولی رفتن تایمشون تموم شد

Yoongi: اها اسمت چیه چند سالته

jimin: اسمم جیمینه اقا و 15 سالمه

Yoongi: جیمین خیلی کوچیکی واسه کار کردن هستی

jimin: نخیرم خیلی هم بزرگم بعدن باید خرج خانوادم رو بدم چه کوچیکم چه نیستم




سسسیییییسللللااامممم من برگشتم می هیجانتون رو حس کنم لس گووو💋💋💋💋💋
دیدگاه ها (۴۱)

وقتی میگم از ته دلتون واسم تبریك بگین منظورم اینجوری بودم🤗🤭

ساعت ۲ شب بود توی سپر مارکت بودم تنها در حال گذاشتن نودل در ...

🎀بچه ها خواهش می کنم یه اسم برای فیکمون انتخاب کنید 🕸

«راز پنهان عشق»(ا/ت)داشتم می رفتم سمت کلاس که یهو کوک پرت شد...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹⁵(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط