𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡
Ⓟⓐⓡⓣ18
[ویوجنی]=وقتی کوک رو اونجوری دیدم هل شدم به خاطر همین این حرفارو زدم ولی خدایی چه سیکس پکایی وایی چی دارم میگم من
کوک یه نگاه بهم انداخت که هل شده بودم چشمامو ازش گرفته بودم:
-"وایسا ببینم تو الان خجالت کشیدی"
منی که از خجالت لپام گل انداخته بود هول گفتم:
+"هان... اها نه نه خجالت نمیکشم"
یه نگاهی جدی بهم کرد:
+"چرا اینجوری نگاه میکنی "
_"شاید بخاطر اینکه داری دروغ میگی"
+"منظور"
_"گیرنده میگیره مطلبو ولی انگار تو گیرندت خرابه"
+"اره والا باتریش تموم شد"
قهقه ای زدو با خنده گفت گفت:
_"اشکال نداره براش یکی میگیرم "
+"اگه نیومد خراب میمونه"
_"اگه نیومد براش اسنپ میگیرم بیاد"
با خنده گفتم:
+"حالا اگر اسنپ نیوردش چی"
_"براش تبسی میگیرم میاد........... خب بسه خواستم بگم گشنمه شام بپزیم یا سفارش بدیم؟؟ "
+"به نظرم بپزیم بهتره"
_"باشه پاشو من میرم لباس بپوشم میام تو برو اشپز خونه منتظرم باش"
+"اوکی"




ادامه دارد.......
سلام بچه ها چطورین
ببخشید چند وقت فیک ننوشتم چون قطعا شرطا نرسیده بود وقتی هم رسید ننوشتم چون مریض بودم وهستم هنوز ولی همینطور که گفتم 5پارت هدیه البته 5پارت شرط داره ولی کم
شرایط👇🏻
comment20
Like 10
بازنشر5
دیدگاه ها (۲۱)

سلامبچه ها الان خوانواده ی ویسگون ما66نفرست ولی من یه سوال د...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ19[ویو جنی]= رفتم پایین تو اشپز خونه منتظ...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ17[ویو جنی]=بیدار شدم یه نگاهی به دو ورم ...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ16 [ویو جنی]=رفتم طبقه ی بالا و یه کوله م...

Part ¹⁸کوک وارد شد کوک: شوخی کردم کوچو.....حرفش قطع کرد بهتر...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ37[ویو کوک]=بعد از اینکه جنی به اتاقش رفت...

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_24···چشام رو که باز کردم ، درسته روی تخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط