صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی


«جناب جلال محمد بلخی»
دیدگاه ها (۴)

صحبت میخوارگان از خاطر ما محو کرد، آن کدورتها که از زهد ریائ...

اگر دل است به جان می‌خرد هوای تو را،و گر تن است به دل می‌کشد...

شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است، محراب، همچو لاله در خون نشسته...

من مثل ساعتی مریضم و به دقت درد می‌کشم ...!

دلم گرفته از این روزگار بحرانی دلم گرفته خدايا نگو نمي دانيز...

ملت مبعوث که بیش از صد و بیست شب سنگر خیابان را حفظ کردند و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط