گناه نه؛

گناه نه؛


چاره ای نبود…


طعم سیب میداد لبانت

طاق زدم بهشت را با آغوشت



رفتنت را تماشا کردم…


بغضم را بلعیدم…


اشک در چشمانم عجب ماهرانه آخرین لحظه را


تار و مبهم به تصویر کشید !!!
دیدگاه ها (۲)

پارت هشت

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

مرد بی رحم

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

I can be myself with himPart¹⁰⁵۱۰ دقیقه بعد..نگاهم رو بهشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط