یک استکان

یک استکان
طراوت گل‌های تازه دم
یک لقمه آفتاب سحر ناشتای تو

هر چار فصلِ
دامن چل تکه‌ات بهار
هر هفت روز هفته دلم مبتلای تو
دیدگاه ها (۱)

و آن‌هنگام که در پیشگاه حُسن‌‌ات قرار گرفتم ساکت ایستادم،که ...

دلخوش نشسته امکه شاید گذر کنیلعنت به شایدی که مهیّا نمیشود.....

هر شب به یاد تو غزلم خیس می‌شود از بس که آسمان نگاهم بهاری ا...

من پر از دردم،پر از دردم،پر از دردم، ولی؛تا نگاهت می‌کنم انگ...

سلام بر #خرمشهر مقاوم‌و سَربُلَند مابه نخل‌ های بی سرت فکر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط