نمیدونم چی بگم بگذریم
نمیدونم چی بگم بگذریم
کانیا رفت ماهم رفتیم🤲👐
چیزه اینم یه شعر درباره هیکارو
تایپ رنگ مورد علاقه حوصله نداشتم خخخخخمخمممخخ
🎵 «نخ نازک مهتاب» 🎵
توی شهر سوزنها، نخهای رنگارنگ
یه فرشته نشسته، با دستای قشنگ
موهاش بلنده، بلوند و صورتی
مثل ابر بهاری، لطیف و رِوَنگی
هیکارو، هیکارو، خیاط مهربون
با چشمای صورتی، یه عالمه زبون
خجالتی اما هنرمند و ناز
از هر تار نخی، میدوزی یه راز
از پارچهی ابریشم، از حریر ستاره
میدوزی برای من، یه پیراهن خاطره
انگشتات ظریفن، مثل برگ گلابی
نگاهت که میافته، دلها رو میدزدی
هیکارو، هیکارو، خیاط مهربون
با چشمای صورتی، یه عالمه زبون
خجالتی اما هنرمند و ناز
از هر تار نخی، میدوزی یه راز
اگه یه روز سوزنت از دستت بیفته
من میام تا نخ رو از زمین بردارم
با لبخند مهربون، با شرم و صمیمیت
دستاتو میبوسم، میشم وابستهی یارت
هیکارو، هیکارو، کوکهای انگشتات
مثل پروانه میرقصن، توی تکتک لحظات
زندگی رو میدوزی با نخ نازک مهتاب
تو برای منی، بهترین قصهی خواب
به مولا اگه فکر کنید هوش مصنوعی
کانیا رفت ماهم رفتیم🤲👐
چیزه اینم یه شعر درباره هیکارو
تایپ رنگ مورد علاقه حوصله نداشتم خخخخخمخمممخخ
🎵 «نخ نازک مهتاب» 🎵
توی شهر سوزنها، نخهای رنگارنگ
یه فرشته نشسته، با دستای قشنگ
موهاش بلنده، بلوند و صورتی
مثل ابر بهاری، لطیف و رِوَنگی
هیکارو، هیکارو، خیاط مهربون
با چشمای صورتی، یه عالمه زبون
خجالتی اما هنرمند و ناز
از هر تار نخی، میدوزی یه راز
از پارچهی ابریشم، از حریر ستاره
میدوزی برای من، یه پیراهن خاطره
انگشتات ظریفن، مثل برگ گلابی
نگاهت که میافته، دلها رو میدزدی
هیکارو، هیکارو، خیاط مهربون
با چشمای صورتی، یه عالمه زبون
خجالتی اما هنرمند و ناز
از هر تار نخی، میدوزی یه راز
اگه یه روز سوزنت از دستت بیفته
من میام تا نخ رو از زمین بردارم
با لبخند مهربون، با شرم و صمیمیت
دستاتو میبوسم، میشم وابستهی یارت
هیکارو، هیکارو، کوکهای انگشتات
مثل پروانه میرقصن، توی تکتک لحظات
زندگی رو میدوزی با نخ نازک مهتاب
تو برای منی، بهترین قصهی خواب
به مولا اگه فکر کنید هوش مصنوعی
- ۸۲۱
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط