PART

#PART_247🎀•

دلبر كوچولو

داخل اتاقش رفتم نگاهی بهش کردم

دست کبودش تو دستم گرفتم بوسه ای روش کاشتم

-نیکا

لای پلکاش باز کرد

با تعجب نگاهش کردم

-میخواستی بمیرم؟

-خفه شو دیوونه ا*ن*گ*ل منو بگو داشتم نیمه جون میشدم

-بزار نیم ساعت بگذره بعد هی فحش بده بهم

-فحش میدم خوبشم میدم

ارسلان

از ماشین پیاده شدم و کتم تکونی دادم

از خستگی بدنم کوفته شده بود

سمت عمارت رفتم

دستای امیر تو دست دوتا رعیت بود میکشیدنش

-ولم کنید ع*و*ض*ی*ا میخام برم

-میخای کجا بری داداش

با دیدنم عقب کشید

و نفس عمیقی کشید

-منطقی باش

-ساکت شووو#PART_247🎀•

دلبر كوچولو

داخل اتاقش رفتم نگاهی بهش کردم

دست کبودش تو دستم گرفتم بوسه ای روش کاشتم

-نیکا

لای پلکاش باز کرد

با تعجب نگاهش کردم

-میخواستی بمیرم؟

-خفه شو دیوونه ا*ن*گ*ل منو بگو داشتم نیمه جون میشدم

-بزار نیم ساعت بگذره بعد هی فحش بده بهم

-فحش میدم خوبشم میدم

ارسلان

از ماشین پیاده شدم و کتم تکونی دادم

از خستگی بدنم کوفته شده بود

سمت عمارت رفتم

دستای امیر تو دست دوتا رعیت بود میکشیدنش

-ولم کنید ع*و*ض*ی*ا میخام برم

-میخای کجا بری داداش

با دیدنم عقب کشید

و نفس عمیقی کشید

-منطقی باش

-ساکت شووو
دیدگاه ها (۳)

#PART_248🎀دلبر كوچولو-خفه شو دهنت ببند ع*و*ض*ی نمیدونم من و ...

#PART_249🎀•دلبر كوچولوچشمام سرخ شده بودقلبم تیر میکشید خدمتک...

#PART_246🎀•دلبر كوچولو-اقای دکتر-بله خانم-نیکا حالش خوبه؟ -ب...

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫ ...

خبببببببب سناریو داریم از مایکی و ایزانااااا دست بزنید نویسن...

مافیای شیرین من[p21]....پارت نهایی.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط