گاه یک سنجاقک به تو دل میبندد

گاه یک سنجاقک به تو دل میبندد
و تو هر روز سحر،مینشینی لب حوض
تا بیاید از راه،از خم پیچک نیلوفرها
روی موهای سرت بنشیند
یا که از قطره ی آب کف دستت بخورد
گاه یک سنجاقک همه معنی یک زندگی است
دیدگاه ها (۷)

;-)

جایی هست که جز توهیــــــــــــــــــــــــچکسنمی تـواندآن ر...

بافتن رااز یک فامیل خیلی دور یاد گرفتمکه نه اسمش خاطرم است ن...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

نفس عمیقی کشیدی و سعی کردی خودت رو بی‌خیال نشون بدی. دستت رو...

تكيه اش رو از ديوار گرفت و با قدم هايى آهسته؛ درحالى كه يك ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط