‌ ‌ به نام او ...

‌ ‌ به نام او ...

خودت را برای روز دیگر آماده کن.
خورشید در منزل ات را می‌کوبد.
از خواب بیدار شو.
دیگر سرت را زیر لحاف نکن.
بسترت هرقدر هم که
گرم و راحت باشد و
هرقدر که ذهنت بگوید «یه کمی دیگر، فقط یه کمی دیگر» هرگز به پایان نخواهد رسید.
ذهن آن را پی در پی به تعویق خواهد انداخت.

ذهن از تو می خواهد در خواب بمانی، زیرا تنها زمانی که تو خواب باشی او می‌تواند عرض اندام کند.
وقتی بیدار شدی، ذهنت ناپدید می‌شود.
درست همان‌گونه که به هنگام بیداری، رویاها ناپدید می‌شوند.
پس بیدار شو!
بیداری را به تأخیر میانداز...!
دیدگاه ها (۳)

میبخشی پارت ۵

چندپارتی جونگ کوک

پارت 2

✈️ چند روز بیشترپارت ۴ صبح روز بعد، لیا با صدای پیام گوشی از...

پارت بیست‌وهفتم |در آسمانچند دقیقه بعد، مهماندارها شروع به آ...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

چندپارتی تهیونگ

پارت پنجاه‌وهشتم | برگشتجئون جونگ‌کوکچند ساعت گذشته بود.تقری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط