. تو موبایل فروشی بودم که یه دختر اومد با یه کیسه پلاستیک

. تو موبایل فروشی بودم که یه دختر اومد با یه کیسه پلاستیکی ,خالیش کرد رو میز فروشنده ,... گفت من این موبایل رو نمیخوام ,پول منو پس بده ...یارو نگاه کرد دید یه موبایل خورد شدست ,گفت :شما این موبایل رو از ما خریدین ,دختره:بله,گذاشتمش رو حالت پرواز ,از پشت بوم پرتش کردم ,...پرواز نکرد
فروشنده سکته ناقص زد,
منم تازه از کما در اومدم ...
دیدگاه ها (۱)

part51. . پس شد سه تا هات چاکلت و دوتا میلک شیک «بله حتما ل...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "25" "ویو جئون آنجلینا"بعد...

Part ²⁵ویو لیلی شوکه بودم اما نگاهم همینجوری رو چشمای جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط