سناریو

سناریو

وقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی

مکنه لاین

جیمین:

قبل اومدن به خونه ی مامان و باباش با هم یه بحث کوچولو کرده بودید. برا همین زیاد با هم حرف نمیزدید. تو هم از شانس بدت دلت درد میکرد و یواشکی به خودت می‌پیچیدی. میخواستی پاشی کمک مامانش کنی تا میز رو بچینه که جیمین دستت رو گرفت و گفت: دلت درد میکنه نمیخواد بری خودم میرم. و رفت برات مسکن اورد.


تهیونگ:

از قبل حرکت از خونه دلت درد میکرد اما به تهیونگ نگفته بودی چون نمیخواستی به خاطر تو به مهمونی نرین برا همین تصمیم گرفتی چیزی نگی و تحمل کنی ولی این دردت هی زیادتر میشد. دیگه نتونستی تحمل کنی و بهش گفتی دلت درد میکنه. اونم گرفت قضیه چیه و همونجا دور زد و برگشتید خونه.

جونگکوک:

تو معمولا پر*یودهات نسبت به بقیه خیلی وحشتناک‌تر بود. برا همین خیلی درد میکشیدی در حدی که بخوای گریه کنی. عصر مامان جونگکوک زنگ زد گف برید خونشون اما جونگکوک گف تو حالت خوب نیست و امشب نمیشه و نمیرید. بعد از حرف زدن با تلفن ازش پرسیدی از کجا میدونه که دلت درد میکنه اونم از تو آشپزخونه درحالیکه داشت کیسه‌ی آب گرم برات پر میکرد گفت مگه میشه یادم نباشه ملکم کی پر*یود میشه؟
دیدگاه ها (۰)

اگه درخواستی سناریو و تک پارتی و یا حتی چند پارتی دارید . می...

سناریووقتی رفته بودید خونه مامانو باباش اما تو پر*یود بودی ه...

سناریواولین دیدارتون چه‌جوری بود: مکنه لاین جیمین:اون تو رو ...

SCENARIO... 🖤💋 STRAY KIDS SUBJECT :وقتی دلت درد میکنه Bangc...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط