گَـرچـہ پِـیـدا بـود اَز چِـشـمَـم پَـریـشـان حـالـے‌ اَم

گَـرچـہ پِـیـدا بـود اَز چِـشـمَـم پَـریـشـان حـالـے‌ اَم
هَـرڪـہ اَحـوالِ مَـرا پـُرسـیـد گُـفـتَـم عـالـے اَم


دیدگاه ها (۰)

بـا تـو خـوشـبـَخـت تَـریـن آدمِ ایـن قـافِـلـہ اَمگُـم نَـش...

آسِـمـان روے زَمـیـن بـود و نِـمـیـدانِـسـتـیـم!آبـےِ چِـشـم...

یه دیالوگ قشنگ هست که می‌گه:یه دقیقه دیگه معلوم نیست کی مردس...

‏آدم‌ها رنج‌های خودشان را بیشتر از شادی‌های‌شان به یاد می‌آو...

زیرکی گفتم ز این احوال زیر لب خندید و گفتصد روزی بود عجب کار...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

دختر بی ادبی مسخره میکرد مرادو سه تا پارگی از روسری ام پیدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط