وقتی تو سکانس فیلم با یه مرده کیس میری و بات قهر می کنن

وقتی تو سکانس فیلم با یه مرده کیس میری و بات قهر می کنن

#درخواستی

ررپپپ مانستررر:
ا/ت: بیبی
نامجون: نه
ا/ت: اگه برات کتاب بخرم اشتی میکنی؟
نامجون: شاید
ا/ت: یسس

ورلد واید هندسام:
جین:(رپ سوکجینی)
ا/ت: بیخیال جین اون فقط یه فیلم بودد
جین: ولی من یه چیز دیگه تو نگاه مرده دیدممم
ا/ت: به منچه که مرتیکه... بود
جین: خیل خب خیل خب میبخشمت به شرطی که تا اخر عمرت فقط لبای هندسام منو ببوسی

بابابزرگ:
ا/ت: با ظرفی بزرگ پر از نارنگی وارد می شود*
ا/ت: پیشییی
ظرف نارنگیو میزاره جلو یونگی*
ا/ت: می بخشی؟
یونگی: با حالت قهر*شاید
ا/ت: یاا بیخیال دیگههه
یونگی: برگشت سمتت و بوسیدت*حالا بخشیدم
*و شروع به خوردن نارنگی هایش میکند*

سانشاین:
ا/ت: هوپی جونم
جیهوپ: ها
ا/ت: ببخش دیگه
جیهوپ: نچ
ا/ت: اصن میگم اون تیکه رو پخش نکنن
جیهوپ: مگه ایرانه به همین راحتی سانسورش کنن
ا/ت: من رازیشون میکنم
جیهوپ: در اون صورت شاید بخشیدمت

موچی:
جیمین: لباتو بعدش با اسید شستی؟
ا/ت: با دستپال سابیدمش
جیمین: اوکیه پس

بابای یونتان:
ا/ت: ته ته
تهیونگ: نشد
ا/ت: ته؟
تهیونگ: نچ
ا/ت: ددی؟
تهیونگ: حالا شد
ا/ت: اشتی؟
تهیونگ: قبول

کوک تو کامنتا...
دیدگاه ها (۰)

#سناریو بی تی اسوقتی با دوست صمیمیت بهت خیانت میکنهنامجون: ب...

ا/ت:جونگی.. بدووووووو..آیییییییی( جیغ)جونگین: رسیدیم... رسید...

ا.ت : ساعت چهار صبح بود که طبق معمول در حال دیدن سریالم بودم...

وقتی به ایرانی بهشون میگی سیرابی و اونا میخوان بفهمن چی گفتی...

پارت 9ا/ت : من عروسک می خواممممممته: باش باش نامجون الان میر...

سناریو:وقتی ا/ت با تهیونگ میره فروشگاه و یه عروسک بزرگ میخره...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟩فلش بک صبح :لونا : اوفف خدای من، ا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط