مادربزرگ مهربانم...

مادربزرگ مهربانم...
کاش زنده بودی تا درد دل هایم را باز به تو میگفتم تا باهمان دستان لرزان همیشه مرا نوازش کنی و بگویی غصه نخور همه چیز درست می شود،
سنگ صبور خیلی از دردهام تو بودی...
روزهای سخت من امروز است کاش به دادم برسی و مرا هم ببری پیش خودت...
دیدگاه ها (۱)

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

مرد بی رحم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط