باز همبستری با غم اما این بار آرام وصبور

باز همبستری با غم اما این بار آرام وصبور
گلويم مملو از بغضي گره خورده
نمي دانم كدامين درد را مهمان كنم امشب
گناهم چيست؟
آرزوهایم امشب گريه مي خواهند
دريغ از اشك
حتي قطره اي بهر تسلايشان
دلـــم روي زمين مانده
دلم زخمي ترين دلهاست، از دست عزیزان
نه دشمن، بلكه جانانم
انتظاري بيهوده را طي مي كنم امشب
کو ، کجاست ؟
تا به اميدش، این هم آغوشی بدیمن عقیم بماند ...
هر بار حرف احساس می شود
و کسی به من نزدیک ...
بــاور میکنم که هنوز عشق وجود دارد
و زندگی دوست داشتنی است
نزدیک نشو
زبــان به کام گیر
خسته ام از احساس های بلاتکلیف
و اميدهاي کوتاه ....!!!
پُرم از اتفاقات آمده و نیامده
حقیقت و سراب
شبهاي پر از خیـــال و هـــراس
روزهايي پر از تـردید و انتظــار
انگار تقدیر هم صبر مرا محک می زند
هر چه من دَم نمی زنم ، ضرباتش را کاری تر می زند
آرام بگیر ، خستگی در کن
خیالت آسوده باشد ،
جای زخم هایت به این زودی التیام نمی یابد
******************
دیدگاه ها (۲۲)

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

P. 7 "اون مال منه" 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'...

داستان عاشقانه جدید

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁵⁰طی چند روز بعد...وضعیت ت...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط